|
Saturday, September 30, 2006
الهي به مردان در خانه ات به آن زن ذليلان فرزانه ات به آنان كه در بچه داري تكند يلان عوض كردن پوشكند به آنان كه در زوق و شوق تمام به مادر زن خود بگويند مامان به آنان كه دامن رفو مي كنند ز بعد رفويش اتو مي كنند به آن قرمه سبزي پزان قدر به آن مادران به ظاهر پدر الهي به آه دل زن ذليل به آن اشك چشمان علي سبيل كه ما را بر اين عهد كن استوار از اين زن ذليلي مكن بركنار
اگه حال کردي يه نظري چيزي اينجا بده :
Monday, September 25, 2006
اين مطالب رو مهدي فرستاده: دوست خوب مثل سوتين ميمونه. نزديكترين چيز به قلبته. بهت اعتماد به نفس ميده. از افتادنت جلوگيري ميكنه. هميشه بالا نگهت ميداره. طبق آخرين تصميم فرهنگستان فارسي زين پس به جاي واژه زشت "كس كش" بگيد: "بانو آور" و به جاي واژه غريب و نامانوس "جاكش" بگيد: "بستر گستر"! دودول گفتا كه كس دردم دوا كن روي من بنشين با من صفا كن بگفتا اينچنين كس در جوابش كه من پريود شدم با كون صفا كن
اگه حال کردي يه نظري چيزي اينجا بده :
Saturday, September 23, 2006
چند تا جوك از مهدي: فيله به شتره ميگه تو چرا سينههات رو پشتته؟ شتره ميگه از تو كه بهتره كه كيرت تو دهنته! لره دوچرخه نو ميخره ميره ده. بچش ميبينش ميگه ننه بيا ببين بابا يه چيزي رفته تو كونش هرچي دست و پا ميزنه در نميياد! تركه پترس فداكار رو با دهقان فداكار قاطي ميكنه انگشتش رو ميكنه تو چشم راننده قطار! آبادانيه ميره پيش خياط ميگه يه شلوار سي مو ايدوزي كه 3 تا لنگ داشته باشه! يارو ميگه سي چه 3 لنگ؟ آبادانيه ميگه 2 تا لنگ سي دو لنگم، يكي سي شلنگم!
اگه حال کردي يه نظري چيزي اينجا بده :
Sunday, September 17, 2006
يه دايناسور پسر ميفهمه كه دايناسور دختر همسايه تنهاست. ميره در خونشون ميگه درو باز کن. دختره ميگه نه. دوباره ميگه ميگم باز کن. دختره ميگه نه. پسره ميگه همين کارا رو کردي نسلمون منقرض شده! شکم دختر همسايه که آمد به جلو يادم از کرده خويش آمد و هنگام درو گفتم اي بخت بخوابيدي و خورشيد دميد گفت بايد ز عقب ميزدي احمق نه جلو ! اگر ديدي جووني ريش گذاشته بدون دوس دخترش تنهاش گذاشته
اگه حال کردي يه نظري چيزي اينجا بده :
Friday, September 15, 2006
معلمه به شاگرده ميگه پنج به علاوه پنج چند ميشه؟ شاگرده يه كم فكر ميكنه ميگه يازده! معلمه ميگه احمق دستت رو از جيب شلوارت در بيار! خانم معلمه پدر شاگردش رو ميخواد و ميگه پسرت تو دفترش نوشته من كون را دوست دارم! پدره با خونسردي ميگه بچست ديگه، كس رو نديده وگرنه حتما مينوشت من كس را دوست دارم!! سه چيز هست كه يه مرد رو خوشحال ميكنه: 1- ديدن زن لخت 2- كردن كس مفت 3- داشتن كير كلفت !
اگه حال کردي يه نظري چيزي اينجا بده :
Sunday, September 10, 2006
پسر برتر از دختر آمد پدید پسر جمله را گفت و چیزی ندید نگو دخترک با یکی دسته بیل سر آن پسر را شکسته جمیل بگفتا جوابت نباشد جز این نگویی دگر جمله ای این چنین! و گرنه سر و کار تو با من است که دختر جماعت به این دشمن است پسر اندکی هوشیاری بیافت سرش چون انار رسیده شکافت پسر گفتش « ای دختر محترم که گفته که من از شما بهترم؟ که دختر جماعت به کل برتر است ز جن تا پری از همه سرتر است پسر سخت بیجا کند، مرگ بید که برتر ز دختر بیاید پدید!» پس آن ضربه خیلی نشد جابجا که یک مغز معیوب شد جابجا تركه به شيطون ميگه چند تا كس برام گول بزن و بيار تا ترتيبشون رو بدم! شيطون ميگه من بندگي خدا رو نكردم، كس كشي تو رو بكنم؟!
اگه حال کردي يه نظري چيزي اينجا بده :
Thursday, September 07, 2006
اگه يكي هر روز بهت sms زد بدون دلش برات تنگ ميشه اگه دو تا زد بدون دوست داره اگه سه تا زد بدون عاشقته اگه چهار تا زد بدون ميخوادت ولي اگه پنج تا زد بدون كرم داره! اولين چيزي كه بهش دل بستم تو بودي. بي تو آروم و قرار نداشتم. گريه ميكردم و تو رو ميخواستم. ميدونستم تو نباشي نميخوابم. دوست دارم پستونك! تنهاترينِ شبهاي من صداي توست. تنها تو هستي كه در نيمه شب، صورتم رو نوازش ميكني. تنها دليل شب بيداري من تو هستي. شبها با تو هستم اي پشه! به قزوينيه ميگن فرق جون با كون چيه؟ ميگه جون سه حرف داره ولي كون حرف نداره!
اگه حال کردي يه نظري چيزي اينجا بده :
Saturday, September 02, 2006
يه خواهش: از همه كسانيكه فيلترشكن يا آدرس ip اي رو سراغ دارن كه سايت e-gold.com رو باز كنه خواهش ميكنم كه اون رو توي قسمت نظرخواهي همين نوشته بنويسن. همچنين هركس در در حال حاضر توي شهر مشهده ازش خواهش ميكنم يه دفعه با account ش امتحان كنه اگه اين سايت باز شد اسم كارت و شركتي كه كارت اينترنتش رو ازش خريده رو بهم بگه.
اگه حال کردي يه نظري چيزي اينجا بده :
يك متن عاشقانه: (لطفا تا آخر بخونين) سلام عزيزم. حالت خوبه؟ اميدوارم حرفاي ايندفهام رو كاملا جدي بگيري. راستش نميدونم از كجا شروع كنم. از اون اولين باري كه بهت سلام كردم، از همون لحظه احساسم رو ازت قايم كردم. از اون لحظهاي كه احساس ميكردم با تمام وجودم گرماي وجودت رو روي تمام تنم احساس ميكنم ولي جراتش رو نداشتم بهت بگم. يا از اون لحظهاي كه چشمام رو دوخته بودم به آيديت تا توي خيالاتم چراغت رو روشن كنم و بهت بگم، بهت بگم اون حرفي رو كه خيلي وقته دو دلم. بهت بگم اون بغزي رو كه خيلي وقته گلوم رو پر كرده. ولي حالا ميخوام دلم رو بزنم به دريا. ميخوام داد بزنم تا خدا هم بشنوه. عزيزم باور كن اين رو با تمام وجود بهت ميگم: تا حالا هيچكي رو تو زندگي به اين شدت سر كار نزاشته بودم! بي تو مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم فكر نكن ياد تو بودم، كار نداشتم ول ميگشتم!
اگه حال کردي يه نظري چيزي اينجا بده :
|