معلمه از شاگردش ميپرسه ميدوني لا يعني چي؟ شاگرده كه بلد نبوده ميگه نه! معلمه ميگه آفرين!
يه تركه توي دادگاه به تيربارون محكوم ميشه. قاضيه بهش ميگه اگه درخواستي داري ميتوني بگي. تركه ميگه اگه يه دست لباس ضد گلوله بهم بدين ممنون ميشم!
يه بنده خدايي ته لونه مرغاش خاك اره ريخته بوده، وقتي جوجههاي مرغا از تخم بيرون ميان ميبينه پاهاشون چوبيه!
به تركه ميگن چي شد كه زن گرفتي؟ ميگه راستش ما ديديم تو زندگي هيچي نشديم، گفتيم لااقل داماد بشيم!
قهرماني تيم فوتبال استقلال رو به همه آبي ها تبريك ميگم
با تشكر از آقا سهراب، شعر قبلي به شكل زير كامل و اصلاح ميشه :
خيلي ممنونم ازت سهراب جان
گويند كه پشم كس ليلي
زاندازه گذشته بود خيلي
در خيمه نشسته پشم مي كند
پشمي زه كمال خشم ميکند
ناگاه عيان شدش غباري
اندر دل او شتر سواري
قاصد برسيد و نامه در دست
كير شترش به خيمه بر بست
در خيمه بخواند آن عرب را
آن نامه رسان زن جلب را
مجنون نوشته بود به ليلي
عشق كس توست مرا خيلي
از عشق کست چنان نزارم
شب ها كس گرگ ميگذارم
گر باد وزد به خايهايم
آهو و پلنگکان بگايم
ليلي چو شنيد نامه دوست
برکند زه كس خود همي پوست
انگشت سبابه را قلم كرد
با آب كسش چنين رقم كرد
اي شوهر اصل كاري من
كيرت شتر سواري من
از دور بده سرش ببوسم
پشمش بكنم قرين گيسم
کي ميشود از سفر بيايي
برروي تشك مرا بگايي
ديگر نکني كس لهوري
کيرت به کسم گوگوري مگوري
گويند كه پشم كس ليلي
زاندازه گذشته بود خيلي
در خيمه نشسته بود و پشم مي كند
آن پشم را با كمال خشم مي كند
از دور بديده شد غباري
اندر دل او شتر سواري
در خيمه بخواند آن عرب را
آن نامه رسان زن جلب را
نامه بود از مجنون، نوشته بود كي ليلي
عشق كس توست مرا خيلي
هرگه به كست نظر نمايم
آهو و پلنگ را يجا بگايم
ليلي انگشت سبابه را قلم كرد
با آب كسش چنين رقم كرد
اي شوهر اصل كاري من
كيرت شتر سواري من
از دور بده سرش ببوسم
پشمش بكنم قرين گيسم
اي شوهرم كي از سفر مي آيي
تا روي تشك مرا بگايي