|
Sunday, October 31, 2004
اين مطالب رو فاضل فرستاده :
ضده حال يعني وقتي منتظر فيلم مورد علاقت هستي برق بره
ضده حال يعني زيدتو بيرون با يکي ديگه ببيني
ضده حال يعني بعد از کلي مخ زدن تو اينترنت همينکه ميخواي به نتيجه برسي اشتراکت تموم بشه
ضده حال يعني اوني رو که خيلي دوسش داري نتوني ببينيش
ضده حال يعني کانديدا شدن رفسنجاني براي رياست جمهوري
ضده حال يعني بري عروسي و خانمها و آقايون جدا باشن
ضده حال يعني عينکت سر جلسه امتحان بيفته زمين و بشکنه
زماني که از مادر متولد شدم صدايي در گوشم طنين انداخت که ميگفت تا آخر عمر با تو هستم از او پرسيدم تو کيستي جواب داد من غم هستم و من آن لحظه گمان کردم غم عروسکي هست که ما با آن سرگرم ميشويم ولي اکنون ميفهمم که ما عروسکي هستيم بازيچه غم
هرگز برابر پرسشي نماندم مگر برابر کسي که پرسيد کيستي
اگه حال کردي يه نظري چيزي اينجا بده :
Thursday, October 28, 2004
دو تا جمله قشنگ از نازنين :
کاش ميفهميدي زندگي محبس بي ديواريست و تو محکوم به حبس ابدي و عدالت ستم معتدليست که درون رگ قانون جاريست.
دنبال کسي نباش که باهاش بتوني زندگي کني دنبال کسي باش که بدون اون نتوني زندگي کني.
و دو تا جمله قشنگ ديگه از سجاد :
اگه ديدي يه روزي توي يه اتاق تاريکي که ديواراش قرمزه و خون از همه جا داره ميزنه بيرون، نترس چون اون روز تو، تو قلب مني.
زندگي مال تو، مرگ مال من. راحتي مال تو، گرفتاري مال من. شادي مال تو، غم مال من. همه چيز مال تو ولي تو مال من.
اگه حال کردي يه نظري چيزي اينجا بده :
Tuesday, October 26, 2004
اين مطالب رو چند وقت پيش هم توي وبلاگ نوشته بودم ولي چون رفته توي آرشيو فکر کردم که بهتره دوباره اينجا بنويسمشون تا افراد بيشتري اون رو بخونن. اين راه کسب درامد از اينترنت با بقيه فرق ميکنه و خيلي راحتتر از اوناست و هيچ ايميل و آگهي تبليغاتي رو مجبور نيستين که بخونين. دوستاي وبلاگنويس کارشون از بقيه سادهتره چون فقط کافيه توي آدرس زير ثبت نام کنن و شمارهاي رو که ميگيرن به جاي شماره پايين بزارن و آدرس خودشون رو توي وبلاگشون بزارن و مطالبي رو هم که به عنوان راهنما نوشتم براي خوانندههاشون بنويسن تا خوانندههاشون بيان و توي آدرس اونا ثبت نام کنن. اين جوري هر چقدر افراد بيشتري ثبت نام کنن پول بيشتري گيرشون مياد.
يه راه ساده براي پولدار شدن
روي لينک زير کليک کنين :
http://greenhorse.com/join_now.ghc?r=46586828
صفحه اول رو پر کنين. دقت کنين که اسم کشورتون رو حتما درست انتخاب کنين و اگه credit card ندارين حتما no رو انتخاب کنين. برين مرحله يا step بعد. پر کردن اين مرحله چند تا نکته داره: در قسمت zone time ساعتي رو انتخاب کنين که به ساعت کشورتون نزديکتر باشه. قسمت شماره تلفن رو اينطوري پر کنين: قسمت اول کد کشورتون بدون صفر (مثلا براي ايران ميشه 98)، قسمت دوم کد شهرتون بدون صفر (مثلا براي تهران ميشه 21) و قسمت آخر هم شماره تلفنتون رو بنويسين. در قسمت آدرس اگه براي مثال اسم خيابونتون ab هست، قسمت اول رو به صورت ab st پر کنين و قسمت دوم هم آدرس کاملتون رو بنويسين. در قسمت city/region اسم شهرتون و در قسمت state هم اسم استانتون رو بنويسين. برين مرحله بعد. تو اين مرحله active رو بزنين و برين مرحله بعد. در ضمن اين رو هم بايد بگم که فايل با پسوند exe اي که بهتون ميده رو لازم نيست دانلود کنين. حالا يه شماره به شما داده ميشه که بايد اين شماره رو به جاي شماره بالا توي آدرسي که روش کليلک کردين قرار بدين. آدرس جديدي رو که درست ميشه به دوستاتون بدين و ازشون بخواين که همين کار رو تکرار کنن. ابن جوري هر کس يه آدرسي داره و به اين ترتيب هر چي اين آدرسها بيشتر بشه و افراد بيشتري ثبت نام کنن پول بيشتري گيرتون مياد. مثلا اگه عددي که به شما ميده 100 باشه، آدرس شما ميشه اين:
http://greenhorse.com/join_now.ghc?r=100
براي پر کردن فرمها و ثبت نام حتما دقت کنين که اسم کشور، شماره تلفن و آدرستون رو درست وارد کنين چون هر چند وقت يه بار که پول شما به مقدار خاصي برسه همون پول رو به وسيله چک ميفرستن به آدرستون.
از توي صفحه خودتون هم ميتونين با pasword اي که براي خودتون انتخاب کردين login کنين و صورت حساب و تعداد اعضايي که از طريق شما عضو شدن رو ببينين که هر چي اين تعداد بيشتر بشه پول بيشتري گير شما مياد.
اگه حال کردي يه نظري چيزي اينجا بده :
Monday, October 25, 2004
واقعا که چقدر يه آدم بايد احمق باشه که حکم اعدام يا سنگسار يه دختر يا پسر زير 18 سال رو بده. چرا بعضي از قاضيهاي مملکت ما اينقدر احمقن؟ چطور حاضر ميشن حکم اعدام يه بچه رو صادر کنن؟ بچهاي که هنوز از زندگي چيزي نميفهمه يا بهتر بگم، زياد نميفهمه و هنوز بد و خوب رو نميتونه به خوبي از هم تشخيص بده. اين اواخر يه دختر 13 ساله به اسم ژيلا توي رابطه جنسي که با برادر 15 سالش داشته حامله شده و قاضي به سنگسار محکومش کرده. اصلا قصد طرفداري از کاري که اين دختر با برادرش کرده و تجاوزي که اون پسر به خواهر کوچيکش اونم تو اون سن کرده، ندارم. ولي ميخوام بگم اعلام يه همچين حکمي از طرف قاضي براي يه دختر بچه تو اين سن و سال خيلي احمقانست. مطمئنا از اين چيزا خيلي بيشتر از اين در آيندهاي نزديک ميبينيم و ميشنويم. تو مملکتي که به اسم اسلام دست همه رو بستن و همه رو تو فشار گذاشتن، از بزرگترا که هيچي، از کوچکتراش هم اگه از اين کارها ديده و شنيده بشه، زياد نبايد تعجب کرد. به اميد اجرا نشدن حکم ژيلاي 13 ساله و آزاديش از زندان.
اگه حال کردي يه نظري چيزي اينجا بده :
Saturday, October 23, 2004
بازي استقلال - پرسپوليس هم که مساوي شد. نيمه اول بازي که اصلا چنگي به دل نميزد ولي نيمه دوم يکمي بازي راه افتاد و دو تا تيم هجومي بازي ميکردن. اين وسط خيلي از شرط بنديها بينتيجه موند. آخه خيليها سر اين بازي و برد و باخت پرسپوليس و استقلال شرطبندي ميکنن و کلي واسه همديگه کري ميخونن.
اينم سه تا جوک از وب مستر http://nilofare-abi.persianblog.com :
يه ترکه جيرجيرک ميگيره، روغن کاريش ميکنه!
به يه ترکه ميگن چرا ترک شدي؟ ميگه آخه امکانات نبود! ميگن حالا چرا مثلا کرد يا لر نشدي؟ ميگه ديگه امکانات اون قدرا هم کم نبود!!
ترکه يه هزار تومني ميندازه صندوق صدقات بعد واميسته اونجا، هر کي مياد پول بندازه ميگه آقا شما برو من حساب کردم!
و اينم يه شعر باحال از مسعود :
کنيزک را صدا کرديم و کرديم
دو لنگش را هوا کرديم و کرديم
ندا آمد کنيزک ايدز دارد
توکل بر خدا کرديم و کرديم
اگه حال کردي يه نظري چيزي اينجا بده :
Thursday, October 21, 2004
چند تا جوک از گوجه سبز ! :
ترکه ميره آمريکا با يکي سرحرف رو باز ميکنه و خلاصه حرف به سياست ميکشه. ترکه ميگه من نميدونم سياست چيه. آمريکاييه ميگه بيا من بهت ياد ميدم ترکه رو ميبره کنار يکي از ميلههاي نک تيز که کنار پارکها هست و دستش رو ميزاره روي ميله به ترکه ميگه حالا محکم بکوب روي دست من . ترکه محکم ميکوبه و آمريکاييه سري دستش رو ميکشه و دست ترکه ميخوره به ميله داغون ميشه بعد از چند وقت برميگرده اردبيل و دوستاش رو جمع ميکنه ميگه آقا بياين من ميخوام بهتون سياست ياد بدم. خلاصه هر چي اردبيل رو ميگرده از اين ميلههاي نک تيز گير نمياره. از آخر دستش رو ميگيره جلوي صورتش به دوستش ميگه حالا تو محکم بکوب روي دست من!
يارو رشتيه داشت ميرفته تهرون دوستاش بهش ميگن داري ميري شهر چند تا تيکه باحال هم ياد بگير رشتيه ميره تهرون و بعد از چند ماه ميخواسته برگرده رشت ميره پيش يه تهروني ميگه آقا يه تيکه باحال به من ياد بده تهرونيه ميگه بگو دوش رشتيه ميگه دوش تهرونيه ميگه بشين سرش بره توش! خلاصه کلي حال ميکنه ميگه دستت درد نکنه و ميره وقتي ميرسه رشت همه دوستاش دورش جمع ميشن و ميگن بگو تيکه چي ياد گرفتي رشتيه ميگه بگين دوش همه دوستاش ميگن دوش هرچي فکر ميکنه تيکه دوم يادش نمياد يه کم ديگه فکر ميکنه باز يادش نمياد برميگرده ميگه خلاصه کيرم تو کون همتون!!
قزوينيه پسره رو ميبره توي کوچه خلوت بهش ميگه اگه بزاري بکنمت پنجاه تومن بهت ميدم اگه بزاري بمالمت صد تومن ميدم. پسره با خودش ميگه اگه بماله که بهتره و ميکشه پايين ميگه بيا بمال. قزوينيه هم تا يارو ميکشه پايين تا ته ميکنه تو! پسره شاکي ميشه و ميگه تو که قرار بود فقط بمالي قزوينيه ميگه بالام جان باور کن دست کردم جيبم ديدم پنجاه تومن بيشتر ندارم!!
اگه حال کردي يه نظري چيزي اينجا بده :
Monday, October 18, 2004
چند تا جوک از برديا :
به يه ترکه ميگن اسم يه پيغمبر رو بگو ميگه سوج! بهش ميگن بابا ما 124000 تا پيغمبر داريم ولي پيغمبري به اين نام نداريم ميگه آخه خودم ديدم پشت يه مينيبوس نوشته بود يا سوج!!
امام جمعه رشت بچه دار ميشه منافقين مسئوليتش رو به عهده ميگيرن!
ترکه شهردار مکه ميشه خونه خدا رو ميزاره تو طرح ترافيک!
ترکا ميان يه شعر بسازن که توش فارسا رو مسخره کنن ميگن ترکا گل پسرن فارسا ترک خرن!
قزوينيه دوستش رو ميبينه بهش ميگه جات خالي ديشب رفته بوديم يه عروسي مختلط، مرد و پسر قاطي بودن!
قزوينيه يه کيسه شورت دستش بوده بهش ميگن اين چيه؟ ميگه دفترچه خاطراتم!
اگه حال کردي يه نظري چيزي اينجا بده :
Friday, October 15, 2004
چند تا جوک از علي :
ترکه ميره خارج phd بگيره ميبينه سخته hiv ميگيره!
رشتيه ميره خونه برق رو روشن ميکنه ميبينه يکي پريده رو زنش. لامپ رو خاموش ميکنه مياد بيرون. بهش ميگن چرا اين جوري کردي؟ ميگه جواب ابلهان خاموشيست!
رشتيه با زنش دعوا ميکنه و دست پسرش رو ميگيره بره بيرون زنش بهش ميگه داري ميري حالا بچه مردم رو با خودت کجا ميبري؟!
ترکه ميره گل فروشي ميگه آقا گل آفتابگردون دارين؟ يارو ميگه نه. ترکه ميپره تخماي يارو رو ميگيره طرف ميگه آقا اين چه کاريه؟ ترکه ميگه خانمم گفته اگه نداشت، تخماشو بگير!
زنگ موبايل آخوندا اين جوريه :
ديدين ريديم تو دين - ديدين ريديم تو دين - ...
اگه حال کردي يه نظري چيزي اينجا بده :
Thursday, October 14, 2004
واقعا که تيم ملي همرو جيگر به خون کرد تا تونست قطر رو ببره. ولي خوب به سلامتي از مرحله اول مقدماتي که اومديم بالا. به اميد رفتن ايران به جام جهاني
اينم چند تا جوک از سيما :
ترکه ميره بهشت، زير پاي مادران له ميشه!
يه روز يه جاهله ميره براي رزمندهها خون بده، ازش ميپرسن چند سي سي ميخواهي خون بدي؟ جاهله يه نگاهي به دورو برش ميکنه ميگه من سيسي ميسي حاليم نيست، شيلنگ بزن وصل کن به جبهه!
يه روز يه ترکه داشته از تير برق ميرفته بالا بهش ميگن آقا نرو بالا سيما لخته ترکه ميگه يا الله سيما خانم!
تو يكي از شهرستانها داشتن تحقيق ميكردن كه هركدوم از طبقاتِ جامعه روزانه به طور متوسط چقدر گوشت ميخورن، خلاصه يك مدت آمار ميگيرن، ميبينن تو طبقه كارگر مردم روزانه بطور متوسط 20 گرم گوشت ميخورن، كارمند جماعت 50 گرم، ملت صاحب شغل آزاد 100 گرم و خلاصه همه جور آدم رو آمار ميگيرن، آخري براي اينكه تحقيقات كامل بشه، ميرن پيش ملاي محل، ميگن حاج آقا، شما متوسط تو روز چقدر گوشت ميخوري؟ حاجاقا ميگه پـنـج كيلو! ملت كف ميكنن، ميگن بيخيال حاج آقا! چطور روزي پنج كيلو گوشت ميخوري؟ همون موقع يك موتوريه از بغلشون رد ميشه، يك پسره از رو موتور داد ميزنه کيرم دهنت حاج آقا! ملاهه ميگه خوب اين 50 گرمش!!
از رشتيه ميپرسن بنز آخرين مدل بهتره يا زن خيلي خوشگل؟ رشتيه ميگه اوووو اين که پرسيدن نداره برار معلومه ديگه زن خوشگل. ميگن آخه چرا؟ ميگه آخه ماشين که خراب بشه کلي خرج داره ولي زن خوشگل که خراب بشه کلي هم سود داره!
اگه حال کردي يه نظري چيزي اينجا بده :
Monday, October 11, 2004
اين مطالب رو fafull (فافول)! فرستاده :
يه ترکه گاوداري داشته، مامور بهداشت مياد ميگه به گاوات غذا چي ميدي؟ ترکه ميگه ان، گه، پهن، پشکل! يارو کلي جريمش ميکنه. سال بعد مياد ميگه چي ميدي به گاوات؟ ترکه ميگه جوجه کباب، چلوکباب، پيتزا! يارو دوباره کلي جريمش ميکنه. سال بعد بازم مياد ميگه چي ميدي به گاوات؟ اين دفعه ترکه ميگه والا اول صبح نفري هزار تومن بهشون ميدم برن هر چي دوست دارن بگيرن بخورن!!
ميگن :
ترکا به آسانسور ميگن تاکسي ديواري!
بزرگترين آرزوي دخترا اينه که بتونن بشاشن به ديوار!
اينم يه جوک از مسعود :
يه بار يه ترکه چراغ جادو پيدا ميکنه دست ميکشه روش يه دفه يه غول مياد بيرون ميگه سه تا آرزو کن تا برآورده کنم. ترکه ميگه يه پژو 206 بده. غوله ميگه آرزوي دومت چيه؟ ترکه ميگه بازم يه پژو 206 مي خوام. آرزوي سومش هم همين بوده!. غوله بهش ميگه خوب حالا با اين ماشينا ميخواي چکار کني؟ ترکه ميگه ميخوام بفروشمشون يه ماکسيما بخرم!!
اگه حال کردي يه نظري چيزي اينجا بده :
Saturday, October 09, 2004
اين جوکها رو وب مستر http://nilofare-abi.persianblog.com فرستاده :
به يه پسر رشتيه ميگن چرا بچهدار نميشي؟ ميگه اين بيماري ارثيه، بابام هم بچهدار نميشد!
به ترکه ميگن چرا ترک شدي؟ ميگه از دزدي که بهتره!
به ترکه ميگن اين همه از شما بد ميگن ناراحت نميشين؟ ميگه نه زياد آخه اينا همشون يادآوري خاطراته!
يه ترکه ميره کتاب فروشي به يارو ميگه آقا شما کتاب ترک دانا دارين؟ يارو ميگه نه عزيز، من کتابهاي تخيلي ندارم!
ميگن بعد از زلزله بم، يه کرده زنگ ميزنه وزارت کشور و مسئوليت زلزله رو به عهده ميگيره!
اينم يه سايت که درباره فيلترينگ و پروکسي مينويسه و به درد کساني ميخوره که زياد پشت فيلتراي مخابرات گير ميکنن و زياد تو کف ميمونن! :
http://www.filtering.itgo.com
اگه حال کردي يه نظري چيزي اينجا بده :
Thursday, October 07, 2004
چهار تا جوک از :
سعيد :
يه روز يه اصفهونيه تو آمريکا فارغ التحصيل ميشه و بعد عمري واسه خاطر جشن فارغ التحصيليش کفش ميخره. کفشاشم ورني بودن و همه چيز رو مثل آيينه نشون ميدادن. تو مراسم با دوس دخترش شروع ميکنن به رقصيدن و وسط کار به دختره ميگه ميخواي بگم شورتت چه رنگيه؟ دختره که ماکسي پوشيده بوده تعجب ميکنه و ميگه خوب بگو پسره ميگه قرمزه دختره ميره شورتش رو عوض ميکنه و مياد و پسره دوباره با کفشش نگاه ميکنه و ميگه اين بار سبزه دختره که حسابي شکه شده بود ميره شورتش رو در مياره و مياد اصفهونيه اين بار که نگاه ميکنه قش ميکنه. تو بيمارستان که به هوش مياد يه نگاه به کفشش ميندازه و ميگه آخييييش ترسيدم فکر کردم کفشم سوراخ شده!!
هانيه :
معتاده ميخواسته تاکسي بگيره ميگه مشتگيم. تاکسيه ميره 5 متر اون طرفتر نگه ميداره. معتاده ميگه اي بابا منکه ميخواستم اونجا پياده بشم!
داوود :
به يه عربه ميگن تا حالا وانت هل دادي؟ ميگه نه ولک ولي يه بار هل شدم تو وانت دادم!
نويد :
يه ترکه ازدواج ميکنه و بلد نبوده که چجوري زنش رو بکنه. از دوستش ميپرسه من بايد چه کار کنم؟ ميگه هر کاري اون کرد تو هم بکن. شب ميره خونه ميبينه زنش با شرت و کرست نشسته رو تخت. اونم زود لباس و شلوارش رو در مياره و ميشينه بغل دستش. زنش يه کم صبر ميکنه ميبينه يارو کاري نميکنه، لخت ميشه و پاهاشو ميبره بالا. ترکه هم سريع لخت ميشه و پاهاشو ميبره بالا! زنه که حسابي جوش آورده بوده، ميگه پاشو برو از سر کوچه يه نفر رو بيار که هردوتامون رو بکنه!!
اگه حال کردي يه نظري چيزي اينجا بده :
Tuesday, October 05, 2004
چند تا جوک از علي :
يه ترکه ميره استاديوم، جو ميگيردش با همه دست ميده!
يه پرايده به يه فولکسه ميگه چرا چشمات اين جوري زده بيرون؟ چرا فکت کش آورده؟ فولکسه ميگه تو هم اگه موتورت رو ميزاشتن تو کونت وضعت بهتر از اين نميشد!
يکي از زلزله زدههاي بمي ميره مکه پرده کعبه رو ميگيره با تمام قدرت تکون ميده بعد داد ميزنه ميگه: ببين خوبه؟!
ميگن:
رشتيا به روز پدر ميگن يوم الشک!
تهرونيا زناشون رو بيمه عمر ميکنن، قزوينيا بيمه بدنه، رشتيا هم بيمه شخص ثالث!
اگه حال کردي يه نظري چيزي اينجا بده :
Sunday, October 03, 2004
چند تا جوک از يکي از بروبچ باحال به اسم گوجه سبز! :
ترکه از دوستش سي دي سوپر گرفته بوده، فرداش دوستش ازش ميپرسه سي دي خوب بود؟ حال کردي؟ ترکه ميگه آره خيلي حال داد فقط سوراخ سي دي يه کم کوچيک بود کيرم اذيت شد!
دختره ميخواسته با دوست پسرش بره بيرون باباي دختره بهش ميگه اگه يه وقت پسره خواست به لاي پاهات دست بزنه بگو اينجا تنوره ميسوزي دست نزن. دختره ميگه باشه و ميره سر قرار بعد از يه چند ساعتي برميگرده باباش ميپرسه خب دخترم بگو چي شد دختره ميگه هيچي اومد دست بزنه به لاي پام گفتم دست نزن تنوره ميسوزي گفت اتفاقا من هم يه سوسيس دارم بعد سوسيش رو گذاشت لاي پام تا بپزه بعد هم گفت حالا بيا بخورش ببين خوب پخته يا نه!
رشتيه مياد خونه ميبينه زنش لخته شک ميکنه خونه رو ميگرده ميبينه يه مرده لخت زيره تخت قايم شده مياد بزندش که يارو ميگه آقا چي کار ميکني من رفته بودم خونه همسايه بالايي شما داشتم با اون حال ميکردم يه دفعه شوهرش اومد من هم مجبور شدم به شما پناهنده بشم رشتيه هم حسابي مرام ميگذاره و طرف رو يه هفته توي خونش مهمون ميکنه و دم آخر هم يه پولي به طرف ميده! يه چند هفته بعد رشتيه توي حياط خونش داشته گلها رو آب ميداده که يه دفعه دو دستي ميکوبه تو سرش و ميگه اي بر پدر آدم دروغگو لعنت، خونه ما که يه طبقست!
زنه ميره دکتر ميگه آقاي دکتر من چند وقته سرم درد ميکه دکتره ميبينه زنه خوب چيزيه با خودش ميگه يه حالي بکنيم. به زنه ميگه خانم لطفا بخوابيد روي تخت زنه ميخوابه و يارو دکتره ميره و شروع ميکنه به مالوندن سينههاي زنه. زنه ميگه آقاي دکتر چي کار ميکنيد من سرم درد ميکنه دکتره ميگه ببشخيد خانم شما اطلاعات پزشکي داريد؟ زنه ميگه نه. دکتره ميگه پس لطفا چيزي نگيد. بعد لباس زنه رو در مياره باز زنه ميگه آقاي دکتر چي کار ميکني دکتر ميگه خانم مگه شما اطلاعات پزشکي داريد؟ زنه ميگه نه. دکتره ميگه پس ساکت باشيد. بعد شلوار زنه رو در مياره و باز زنه همون و دکتره هم همون رو تکرار ميکنه. بعد دکتره شروع ميکنه کس زنه رو ماليدن باز همون جملات تکرار ميشه تا اينکه ديگه دکتره ميخوابه روي زنه و شروع ميکنه به کردن که زنه ميگه آقاي دکتر بيزحمت در مطب رو ببنيديد چون ممکنه که ديگران اطلاعات پزشکي نداشته باشند فکر کنند شما داريد من رو ميکنيد!!
هفت تا سيبيل کلفت رشتيه رو با زنش با هم بلند ميکند ميرن وسط يه بيابوني يه خط ميکشند به رشتيه ميگن اگه پات رو اينور بزاري دهنت رو ميگاييم بعد هم ميرن سر وقت زنه و همگي اساسي ترتيبش رو ميدن بعد از اينکه کارشون تموم ميشه . ميرن، زنه مياد به شوهرش ميگه تو چقدر بيغيرتي اينا من رو کردند هيچ کاري نکردي رشتيه ميگه خيال کردي خانم، من دهن اينا رو سرويس کردم وقتي داشتن تو رو ميکردن حواسشون نبود من چند باز پام رو از خط گذاشتم اينطرف!
اگه حال کردي يه نظري چيزي اينجا بده :
Saturday, October 02, 2004
اندر احوالات پروکسی
راويان شکر شکن اين چنين حکايت کنند که روزگاري کارتهاي اينترنت بدون پروکسی بگرفتندي و با آن به هر سايت مجاز و غير مجاز سرکي بيفکندي و حالي به حولي!. اما در روزگار حاضر با عنايات ويژه شرکت معظم مخابرات و با صرف سرمايهاي عظيم و هنگفت از جانب آن شرکت معظم، ديگر کارتهاي اينترنت بدون پروکسی هم جوابگوي ملت در کف مانده نبودندي و ملت هميشه در صحنه را از حالت حالي به حولي به حالت ضد حال بردندي و موجبات خشم و نفرت و انزجار ملت را از آن شرکت معظم باعث شوندي. حتي ديگر آدرسهاي پروکسی سرور نيز جوابگو نبودندي و آنها نيز تماما توسط آن شرکت معظم فيلتراسيون شدندي و ملت، بيش از پيش ضد حال خوردندي و بيش از پيش فحش و ناسزا به جان آن شرکت پراکندي و دعا کردندي که خداوند ريشه آن شرکت را بخشکانندي تا همانند قبل اکانتهاي بدون پروکسی موجب حالي به حولي شوندي.
اگه حال کردي يه نظري چيزي اينجا بده :
Friday, October 01, 2004
چند تا جوک از نازنين :
رشتيه زنش رو هفت سال با خيار ميکرده و زنه هم حاليش نبوده. بعد هفت سال يه روز زنه ميفهمه و شاکي ميشه ميگه تو خجالت نميکشي که من رو با خيار ميکني؟ يارو هم ميگه تو بايد خجالت بکشي که با اين وجود تا حالا پنج تا بچه برام آوردي!
رشتيه با زنش تو اتوبوس داشتن ميرفتن مسافرت. بين راه خوابش ميگيره و زنش ميره عقب و با شاگرد راننده مشغول ميشه. بين کار خيرشون! يه دفه اتوبوس يه ترمز ناجور ميکنه و رشتيه بيدار ميشه و دنبال زنش ميگرده و ميبينه که عقب اتوبوس لخته و اون مرتيکه هم روش. خيلي خونسرد ميگه حالا خوبه اين کير خر تو چشمت نرفت!
يه پيرزنه يه بار جلوي شوهرش لخت تو خونه راه ميره. شوهره ميگه اين چه لباسيه پوشيدي؟ پيرزنه ميگه لباس عشق. شوهره ميگه اول برو اتوش کن بعد بپوشش!
يه روز براي رشتيا کلاس غيرت ميزارن. يارو رشتيه از کلاس داشته بر ميگشته خونشون، تو راه زنش رو ميبينه با يه مرتيکه غول داره راه ميره. ميره جلو ميگه زن کجا ميري؟ زنه ميگه ميخوام با عباس آقا برم خونشون. رشتيه ميگه پس با عباس آقا ميري، با عباس آقا هم بر ميگردي، جاي ديگهاي هم نميري ها!
اگه حال کردي يه نظري چيزي اينجا بده :
|