<body bgcolor="#fffffe"><iframe src="http://www.blogger.com/navbar.g?targetBlogID=6003725&amp;blogName=jokesara&amp;publishMode=PUBLISH_MODE_BLOGSPOT&amp;navbarType=SILVER&amp;layoutType=CLASSIC&amp;homepageUrl=http%3A%2F%2Fjokesara.blogspot.com%2F&amp;searchRoot=http%3A%2F%2Fjokesara.blogspot.com%2Fsearch" marginwidth="0" marginheight="0" scrolling="no" frameborder="0" height="30px" width="100%" id="navbar-iframe" title="Blogger Navigation and Search"></iframe> <div id="space-for-ie"></div>
ا ر س ک و ج

كليك كن






اخبار جوك سرا
اين اخبار روزانه چندين بار به روز مي‌شوند





بخش طنز و كس و شعر و كمي عشقولانه وبلاگ جوک سرا

هركس مطلب جديدي در هر موردي كه با موضوعات طنز و عشقي در ارتباط باشه داره لطفا برام بفرسته تا اينجا بنويسمش. اگه دوست دارين اسمتون هم بالاي مطلب نوشته بشه، آخر مطلبتون اسمتون رو بنويسين
:براي فرستادن مطالب طنز يا عشقولانه
email: jokesara@yahoo.com
subject: weblog-joke,love
يا
id: jokesara

در ضمن پايه تبادل لينك با تمام سايتها و وبلاگها هستم
لينكتون توي قسمت لينكدوني، سمت چپ همين قسمت وبلاگ قرار مي‌گيره
:اگه پايه هستين اول لينكم رو توي سايت يا وبلاگتون بزارين بعد از اين طريق خبرم كنين
email: jokesara@yahoo.com
subject: weblog-link
يا
id: jokesara

كسب درامد از اينترنت
آرشيو بزرگ جوك
دوست يابي
وبلاگ شما
لينكدوني


مجلات الكترونيكى
لوح­
واژه
كلاغ
فروغ
موازي
ماندگار
قاصدك
شهروند
شرقيان
كاپوچينو
سينماگران
سياه سپيد
هفت سنگ
دنياي كامپيوتر

سايتهاي خبري
باشگاه خبرنگاران جوان
واحد مركزي خبر
بي بي سي
خبرنامه گويا
وبلاگ امروز
ايران امروز
روشنگري
راديو فردا
پيك ايران
دويچ وله
رويداد
بامداد
بازتاب
دريچه
حادثه
ايسنا
فارس
پندار
ايرنا
ايپنا
ايتنا
ايلنا
مهر
Sunday, May 30, 2004

اي مردمان تبريز اي مردم صفاهون
از كرد و لر گرفته تا خطه خراسون
حالا كه مام ميهن حالش شده پريشون
حالا كه مونده ملت غمگين و مات و حيرون
بين خميني و شاه ايشون خوبه يا اوشون؟
نه قم خوبه نه كاشون لعنت به هر دو تاشون
دارم سوالي از تو اي آدم حسابي
سودي كه برده اي كو؟ زين صبر انقلابي
حالا كه كرده يارو بر مملكت خرابي
برخيز و چاره اي كن فرصت گذشت و خوابي
كاري بكن كه از مرز برات رسيده مهمون
نه قم خوبه نه كاشان لعنت به دو تاشون
آخر بگو كجا رفت اين پول نفت و بنزين
از كيسه من وتو از جيب خلق مسكين
نابود گشت ايران آباد شد فلسطين
نوشد قباي ياسر مائيم جامه چركين
ديدي چگونه يارو مارو فروخت ارزون
نه قم خوبه نه كاشون لعنت به هر دو تاشون
اي آنكه خام گشتي از وعده هاي آقا
انگشتر طلا را دادي براي آقا
گفتي رسد به جانم درد و بلاي آقا
نقدينه رفت خارج زير لواي آقا
احمد خريده خانه در نيس چند ميليون
نه قم خوبه نه كاشون لعنت به هر دو تاشون

اگه حال کردي يه نظري چيزي اينجا بده :


Thursday, May 27, 2004

تركه و رفيقش جنده آورده بودن خونه. قبل ازينكه مشغول بشن، زنه برمي‌گرده بهشون ميگه: آقايون، براي شما مهمه من حامله بشم؟ تركه ميگه: بله خوب نبايد حامله بشين. زنه بهشون يكي يك كاندوم ميده، ميگه: پس لطفا اينارو استفاده كنين. ...بعد از يه ماه تركه به رفيقش ميگه: يادته اون روز جنده آورده بوديم خونه؟ رفيقش ميگه: آره يادمه، چه حالي داد! تركه ميگه: يادته گفت براي شما مهمه من حامله بشم، ماهم گفتيم آره؟ رفيقش ميگه: آره يادمه، مگه چي شده؟ تركه ميگه: من فكرشو كردم ديدم اونقدرها هم مهم نيست، بيا اين صاب مرده رو درآريم، بريم بشاشيم!

يه روز سه نفر داشتن از كون گشاد بازيا شون حرف مي‌زدن، اولي ميگه: من يه بار رفتم دستشويي ديدم خيلي طول كشيد همون جا خوابيدم تا صبح! دومي ميگه: من يه بار تو خيابون خوابم گرفت همون جا اون قدر خوابيدم تا بچه هام اومدن بردنم خونه! سومي ميگه: اينا كه چيزي نيست، من يه بار رفتم سينما فيلم كمدي ببينم ولي همش گريه كردم. دوستاش ميپرسن: چرا؟ ميگه: چون همون اول كه نشستم خايه‌هام رفت زير كونم تا آخر حوصله نكردم از روشون پاشم

اگه حال کردي يه نظري چيزي اينجا بده :


Monday, May 24, 2004

جوک هاي سياسي :

يه روز خميني و خامنه‌اي و رفسنجاني با هواپيما ميرفتن سفر، خامنه‌اي ميگه:خوبه يه هزار تومني بيندازيم پائين يه نفر خوشحال بشه. رفسنجاني مخالفت ميكنه و ميگه:دو تا پونصد تومني بندازيم بهتره آخه اين جوري دو نفر خوشحال ميشن.خلاصه بين اين دو نفر اختلاف ميفته و ميرن پيش خميني و مسئله رو باهاش در ميون ميزارن خميني يه كمي فكر ميکنه و ميگه بزارين نظر خلبان رو بپرسيم. هر سه نفري ميرن پيش خلبان و خلبانم بعد از شنيدن ماجرا با خونسردي ميگه اگه بنا به خوشحال كردن باشه شما هر سه تايي بپرين پائين خيلي بهتره چون اين جوري يه شصت هفتاد مليون نفري خوشحال ميشن!

فرح زن شاه را ديدن كه چند سال بعد از پيروزي انقلاب، خميني رو دعا ميكنه.بهش گفتن اين چه كاريه كه ميكني چرا خميني رو كه شما رو بدبخت كرده دعا ميكني مگه عقلت رو از دست دادي. فرح ميگه خدا پدر خميني رو بيامرزه اين آدم ما رو روسفيد كرد.مگه نميبينين كه مردم اعليحضرت رو ""خدا بيامرز"" خطاب ميكنن!

يه هواپيمايي از ژاپن ميرفته آمريكا.بعد از يك ساعت پرواز يه ژاپنيه بلند ميشه و ساعت خودش رو باز ميكنه و از هواپيما ميندازش بيرون! بهش ميگن اين ساعت خيلي گرون بود چرا انداختيش بيرون ؟ ژاپنيه جواب ميده از اين چيزا تو كشور من زياده و ارزشي نداره! چند دقيقه بعد يه مسافر آمريكايي بلند ميشه و كاپشن ارتشيش رو از هواپيما ميندازه بيرون! بهش ميگن چرا اين كارو كردي اين كاپشن خيلي گرون بود.آمريكاييه ميگه مسئله‌اي نيست از اين كاپشن‌ها تو كشور من خيلي زياده و ارزشي نداره. يه ايرانيه تو هواپيما بوده و خيلي هم بهش بر خورده بوده و منتظر فرصتي ميگشته که خودشو نشون بده.يه دفه چشمش به يه شيخي ميفته که چند رديف جلوتر از خودش نشسته بوده و سريع شيخه رو بغل ميكنه و از هواپيما پرتش ميکنه بيرون! بهش ميگن چرا اين كار رو كردي؟ ميگه مسئله‌اي نيست از اين چيزا تو كشور من زياده و اصلا هم ارزشي نداره!!

اگه حال کردي يه نظري چيزي اينجا بده :


Saturday, May 22, 2004

اين جوک رو حامد فرستاده :
بچهه ميره خونشون به مامانش ميگه مامان جون من امروز ديکته 18 گرفتم. مامانش بهش ميگه آفرين بيا دودولت رو بخورم! بچهه ميگه مامان جون اگه 20 بگيرم ساک هم مي‌زني؟!!

اينم يه جوک از برديا :
يه روز يه تركه مياد تهرون تو فرودگاه ميرسه به يه بچه تهروني شيطون. بچهه بهش ميگه بگو بلوط تركه هم ميگه بلوط بچهه ميگه كيرم تو گلوت! تركه كلي ناراحت ميشه و كلي ميشينه فكر مي‌كنه كه يه راهي يدا كنه كه از يارو انتقام بگيره. يه چند روز بعد بچهه رو مي‌بينه بهش ميگه بگو شلغم بچهه ميگه شلغم تركه هم زود ميگه كيرت تو حلقم!

اينم يه جوك از dadash enrique_soheil :
به لاک پشته ميگن يه خالي ببند ميگه دويدم و دويدم!

اينم يه مطلب درباره عشق :
بعضي‌ها ميگن كه عشق آبيه چون مثل اقيانوس مي‌مونه
بعضي‌ها ميگن كه عشق قرمزه چون مثل خون مي‌مونه
بعضي‌ها ميگن كه عشق سبزه چون مثل يه زندگي خوب و كامل مي‌مونه
بعضي‌ها هم ميگن كه عشق مشكيه چون عشق رو تو چشماي مشكي عزيزشون مي‌بينن

اگه حال کردي يه نظري چيزي اينجا بده :


Wednesday, May 19, 2004

متن سخنراني جوک سرا در کنفرانس سران کشورهاي کس خول!! :
چرا ما جوونا اينقدر به جنس مخالفمون فکر مي‌کنيم؟ چرا بايد ذهن خودمون رو بيش از حد مشغول چيزهاي بيخود کنيم؟ چرا همش دنبال جنس مخالفمون مي‌گرديم؟ چرا پسرا اينقدر وقتشون رو براي پيدا کردن يه دختر تلف مي‌کنن؟ چرا ما جوونا اينقدر به سکس فکر مي‌کنيم؟ چرا پسرا حاضر مي‌شن براي سکس با دخترا بهشون پول بدن؟ مگه اينطور نيست که يه دختر تو سکس با يه پسر حداقل دو سه برابر بيشتر از اون از لذت جنسي بهره مي‌بره؟ مگه ثابت نشده که دخترا بيشتر از پسرا از اعمال جنسي لذت مي‌برن؟ پس چرا بايد براي اين کار بهشون پول داد؟ چرا پسرا خودشون رو براي دوست دختراشون مي‌کشن؟ چرا دخترا اينقدر ناز مي‌کنن؟ چرا پسرا ناز دخترا رو مي‌خرن؟ مگه دخترا چي از پسرا بيشتر دارن؟ مگه اينطور نيست که پسر و دختر هر کدوم چيزي دارن که اون يکي نداره؟ مگه اينطور نيست که سکس بدون اين دو کامل نمي‌شه؟ پس چرا بيان و بروز احساسات جنسي فقط (يا بهتر بگم بيشتر) از طرف پسرا صورت مي‌گيره؟ چرا تو جامعه پسرا و به طور کلي مردها رو بيشتر قبول دارن؟ چرا براي مردها بيشتر از زنها اعتبار قايل مي‌شن؟ مگر دخترا و به طور کلي زنها چي از مردها کمتر دارن؟ ... و خيلي چراهاي ديگه که بايد بهشون پاسخ داده بشه. چراهايي که هرکدومشون رو با تمام وجود احساس مي‌کنيم و باهاشون سروکار داريم. چراهايي که مسير زندگي ما جوونا رو عوض کردن و ما رو دنبال خودشون مي‌کشن و چراهايي که بهتره از روي عقل و منطق بهشون نگاه کنيم و جواب بديم نه از روي ميل و هوس.
نظر شما چيه؟

اگه حال کردي يه نظري چيزي اينجا بده :


Sunday, May 16, 2004

پايه تبادل لينک با سايتها و وبلاگهاي باحال هم هستم

اگه حال کردي يه نظري چيزي اينجا بده :


رشتيه پكر و ناراحت نشسته بوده تو يك عرق فروشي و همين جور يك ساعت تمام داشته گيلاس عرقشو نگاه مي‌كرده. يارو جاهله با خودش ميگه بگذار يكم بخنديم، ميره جلوي رشتيه، گيلاس عرقشو برميداره و ميره بالا. رشتيه اول يك نگاه غمناك به يارو ميكنه، بعد يهو ميزنه زير گريه! جاهله ناراحت ميشه:‌ميگه: بابا بيخيال،‌شوخي كردم جون حاجي.اصلاً‌ الان يدونه مَشتي‌شو برات ميگيرم، مهمون من! رشتيه در حين هق هق ميگه: نه داداش، تقصير تو نيست. اصلاً‌امروز بدترين روز زندگي منه! اولش صبح خواب موندم دير رسيدم سركار،‌رئيسم هم بيرونم كرد! ‌بعد اومدم برگردم خونه، ‌ديدم ماشينم رو دزد برده! رفتم كلانتري، ‌گفتن كاريش نمي‌تونن بكنن...بعد تاكسي گرفتم رفتم خونه،‌يهو ديدم كيف پولم رو گم كردم، ‌يارو راننده تاكسيه هرچي از دهنش درومد بارم كرد و گاز داد رفت.. بعد رفتم تو خونه، ديدم خانم با سه تا از همسايه‌ها تو رختخوابن! آخر تصميم گرفتم خودمو بكشم، ‌كه يهو تو اومدي ليوان سمم رو تا ته خوردي!


تركه زنگ ميزنه 118، ميگه: ببخشيد شماره تلفن غضنفر رو دارين؟! يارو ميگه: نه. تركه ميگه: پس من ميخونم يادداشت كنين!

اگه حال کردي يه نظري چيزي اينجا بده :


Saturday, May 15, 2004

اين جوک رو dadash enrique_soheil فرستاده :
يه روز يه ترکه با يه زنه تو يه آسانسور گير مي‌کنن. بعد يه مدت زنه لباساشو در مياره و لخت ميشه و به ترکه ميگه يه کاري کن که من واقعا احساس کنم که زنم! ترکه هم لباساشو در مياره و ميده زنه ميگه اينارو بشور بعدشم اتو کن تا واقعا احساس زن بودن بکني!

اينم يه شعر درباره عشق:
عشق يعني حسرت شبهاي گرم
عسق يعني ياد يک روياي نرم
عشق يعني يک بيابان خاطره
عشق يعني چهار ديوار بدون پنجره
عشق يعني گفتني با گوش کر
عشق يعنب ديدني با چشم کور
عشق يعني تا ابد بي سرنوشت
عشق يعني آخر خط بهشت
عشق يعني گم شدن در لخظه‌ها
عشق يعني آبي بي انتها
عشق يعني يک سوال بي جواب
عشق يعني راه رفتن توي خواب

اگه حال کردي يه نظري چيزي اينجا بده :


Wednesday, May 12, 2004

اين جوک رو dadash enrique_s فرستاده :
يه روز يه تهرونيه به يه ترکه ميگه بگو فيات ترکه ميگه فيات تهرونيه ميگه بمک تا بياد! ترکه بهش بر مي‌خوره ميگه بگو ژيان تهرونيه ميگه ژيان ترکه ميگه کير تو کس ننت! تهرونيه ميگه برو بابا اين که بهش نمياد ترکه ميگه پس بمک تا بياد!

اين يکي رو هم آقا مهدي فرستاده :
يه بچه ترکه (البته نه ترکاي تو ايران بلکه ترکاي کافر بد!) ميره پيش باباش ميگه چرا به من ميگن خر باباهه ميگه برو از تو آشپزخونه يه قابلمه بيار تا بهت بگم وقتي مياره ميزنه رو قابلمه ميگه اين صداي چيه؟ بچهه ميگه فکر کنم دارن در ميزنن! باباهه ميگه حالا فهميدي چرا بهت ميگن ترک خر؟ بلند شو قابلمرو بزار سر جاش تا من برم در رو باز کنم!

اگه حال کردي يه نظري چيزي اينجا بده :


Monday, May 10, 2004

اين جوک هارو (ali_daeeeee(mahziar فرستاده :
يه روز مدونا به مناسبت کريسمس يه برنامه قرعه‌کشي برگزار ميکنه که هر کي توش شرکت کرد و برنده شد اجازه داشته باشه مدونا رو بکنه! از قضا يه ترکه تو قرعه‌کشي برنده ميشه و دوتايي با هم ميرن تو يه اتاق و بعد از يکي دو ساعت ترکه نفس زنان مياد بيرون. خبرنگارا ميان سراغش و ازش مي‌پرسن چطور بود؟ ميگه بد نبود ولي پردش خيلي سفت بود هر کار مي‌کردم پاره نمي‌شد! ميرن سراغ خود مدونا ازش نظرش رو مي‌پرسن. ميگه بابا اين کس خول ديگه کي بود بي‌معرفت نذاشت لااقل شلوار جينم رو در بيارم، از رو شلوار ترتيبم رو داد!

يه روز يه پسره با مامانش ميرن بازار. ميرسن به يه فروشگاه مي‌بينن دو تا سگ دارن با هم ور ميرن و هي به هم مي‌پرن! پسره ميگه مامان اينا دارن چکار مي‌کنن؟ مامانه ميگه هيچي دارن با هم شوخي مي‌کنن! دوتايي ميرن تو فروشگاه و خريدشون رو مي‌کنن و ميان بيرون مي‌بينن دو تا سگا هنوز دارن به هم ور ميرن! پسره دوباره همون سوال رو از مامانش مي‌کنه و مامانه بازم همون جواب رو بهش ميده. يه سه چهار باري پسره با مامانش از اون جا رد ميشن و پسره هر بار همون سوال رو ميکنه. مامانه يه دفه شاکي ميشه و ميگه صد بار گفتم دارن شوخي مي‌کنن چرا بي خيال نميشي؟ پسره ميگه آخه اينا که شوخي شوخي دارن همديگرو مي‌کنن!

يه روز يه ترکه رو از استخر ميندازن بيرون. دوستاش بهش ميگن چرا انداختنت بيرون؟ ميگه آخه شاشيدم! دوستاش بهش ميگن آخه کس خول، توي استخر همه ميشاشن ولي کسي نمي‌فهمه. ميگه آخه من از همون بالا شاشيدم!

اگه حال کردي يه نظري چيزي اينجا بده :


Saturday, May 08, 2004

خبرنگاره ميره جبهه جنگ گزارش تهيه كنه، يك تركه رو گير مياره ازش ميپرسه: برادر شما اينجا چيكار ميكنين؟ تركه ميگه: زرشك پاك ميكنيم! خبرنگار مي‌پرسه: پس تو كار آشپزخونه‌ايد؟ تركه ميگه: نه بابا! اينجا يك تابلوهايي زدن روش نوشتن: كربلا ما داريم مياييم، زير اين تابلوها ملت مي‌نويسن زرشك! ما اونها رو پاك ميكنيم!! خبرنگار ميگه:كــــــات! آقا درست جواب بده! بابا پخش مستقيمه! دوباره ميپرسه: شما اينجا امداد غيبي هم دارين؟! تركه ميگه: بله، هر از چند وقتي يك توپي، خمپاره‌اي مياد ميافته توي سنگر، هفت هشت نفر غيب ميشن! خبرنگار داد مي‌زنه: كــــــــــــات! بابا اين چه وضعشه! درست جواب بده. تركه ميگه: آخه شما ميپرسي، من هم جواب ميدم ديگه! يارو ميپرسه: برادر شما اينجا ايثار هم ميكنين؟ تركه ميگه: والله عيسي رو نه ولي يه تقي داريم همه ميكنن!


تركه خانوم بلند كرده بوده،‌نميدونسته چطور سر صحبت رو باز كنه. هرچي فكر مي‌كنه هيچي به نظرش نميرسه. يه كم پسته تو ماشين داشته، ميگيره جلو زنه، ميگه: جنده! پسته بخور!

اگه حال کردي يه نظري چيزي اينجا بده :


Wednesday, May 05, 2004

تا حالا عاشق شدين؟ تا حالا شده که کسي رو با تمام وجودتون دوست داشته باشين؟ تا حالا شده که قلبتون براي وجود يکي غير از خودتون بتپه؟ تا حالا شده براي شنيدن صداي کسي که به نظر شما قشنگ‌ترين صداي دنيا رو داره حاضر باشين از همه چي بگذرين؟ تا حالا شده از عشقتون دور بيفتين؟ تا حالا شده کنار عشقتون احساس غربت کنين؟ تا حالا شده براي ديدن کسي که خيلي دوستش دارين انتظار بکشين و چشم به راهش بمونين؟ تا حالا شده به کسي دل ببندين و مجبور بشين ازش جدا بشين؟
براي من تمام اينا اتفاق افتاده، براي شما چي؟ خيلي سخته، نه؟ ولي کاري نمي‌شه کرد و فقط بايد تحمل کرد. آخه عاشق شدن کار خيلي سختيه. اگه باور ندارين مي‌تونين امتحان کنين!

اگه حال کردي يه نظري چيزي اينجا بده :


Monday, May 03, 2004

اين جوک هارو يکي از بروبچ باحال که خودش ميگه بهم بگو علي دايي! (ali_daeeeee) فرستاده :
يه روز يه ترکه داشته کباب درست ميکرده ميبينه يه گربهه داره بهش چپ چپ نگاه ميکنه. اونم براي اينکه رد گم کنه داد ميزنه بلاله بلال!

يه روز يه بنده خدايي رو به جرم تجاوز به پسرش ميگيرن. تو دادگاه، قاضي ميگه مرتيکه چرا به پسر خودت تجاوز کردي؟ (به زبون خودموني ميشه: چرا پسرت رو کردي؟!) يارو ميگه آخه منو اذيت ميکرد. قاضيه ميگه الان ميدم زندانيت کنن. يارو هم کم نمياره و ميگه آقاي قاضي مثل اينکه شما هم ميخواين منو اذيت کنين!

اينم يه شعر باحال از يکي از بروبچ باحال :
دويدم و دويدم به قلکم رسيدم
زدم اونو شکستم تا پول بياد به دستم
هيچي نبود تو قلک به جز يه سوسک کوچک
سوسکه بگم چکار کرد؟ ترسيد و زود فرار کرد
خونه اون خراب شد دلم براش کباب شد
دويدم و دويدم رفتم براي سوسکه يه قلک نو خريدم!

اگه حال کردي يه نظري چيزي اينجا بده :


Saturday, May 01, 2004

راستي يه قسمت هم اون پايين وبلاگ اضافه کردم که آخرين خبراي دنياي کامپيوتر و اينترنت رو به صورت تيتر نشون ميده و لينک ميده به متن کاملش. چطوره؟

اگه حال کردي يه نظري چيزي اينجا بده :


يه پيرمرده و يه پيرزنه و يه پسره و يه دختره تو يه كوپه قطار با هم بودن،‌قطار ميره تو تونل و همه جا تاريك ميشه،‌يهو يه صداي ماچ و بعد هم يه صداي كشيده مياد! قطار از تونل مياد بيرون همه نشسته بودن سر جاشون. پيرزنه با خودش ميگه: عجب دختر متين و باحياييه! با اينكه جوونه و دلش ميخواد ولي به كسي راه نميده، تا يارو بوسيدش گذاشت زير گوشش! دختره با خودش ميگه: عجب پيرزنه نجيبيه! با اينكه سنش بالاست و كسي تحويلش نميگيره، بازم نميذاره كسي ازش سوء استفاده كنه. پيرمرده هم با خودش ميگه:‌بابا عجب بدبختيه‌ها! يكي ديگه حالش رو ميكنه ما كشيده رو مي‌خوريم! پسره هم با خودش ميگه: چه حالي ميده آدم كف دستش رو ببوسه محكم بزنه تو گوش بغلي!


تركه بچش نميخوابيده، بهش ژل ميزنه!

اگه حال کردي يه نظري چيزي اينجا بده :


صفحه اصلي
email: jokesara@yahoo.com
id: jokesara
درباره من
آرشيو
  • November 2003
  • December 2003
  • January 2004
  • February 2004
  • March 2004
  • April 2004
  • May 2004
  • June 2004
  • July 2004
  • August 2004
  • September 2004
  • October 2004
  • November 2004
  • December 2004
  • January 2005
  • February 2005
  • March 2005
  • April 2005
  • June 2005
  • July 2005
  • August 2005
  • September 2005
  • October 2005
  • November 2005
  • December 2005
  • January 2006
  • February 2006
  • March 2006
  • April 2006
  • May 2006
  • June 2006
  • July 2006
  • August 2006
  • September 2006
  • October 2006
  • November 2006
  • December 2006
  • January 2007
  • February 2007
  • March 2007
  • April 2007
  • May 2007
  • June 2007
  • July 2007
  • August 2007
  • January 2008
  • February 2008
  • March 2008
  • April 2008
  • May 2008

  • top sites


    Goftegoo top 50      Fanoos top 50      welcome to faloode top 50



    copyright © جوك سرا
    powered by blogger