|
Sunday, February 29, 2004
یه کم جدی (برای تنوع !)
کوير نشانگرعظمت و بزرگي خداوند، اين يگانه عظيم يک شکل را پرسيدم که چرا گرمي؟ گفت زيرا سرد دلان را دوست ندارم. پرسيدم که چراخشکي؟ گفت براي اينکه ميخواهم عاشورا را در يادها زنده کنم. پرسيدم چرا يکرنگي؟ گفت زيرا سادگي را دوست دارم.
اگه حال کردي يه نظري چيزي اينجا بده :
Saturday, February 28, 2004
تركه تو مدرسه 20 ميگره، تو كو... ش عروسي ميشه، تو عروسي دعوا ميشه، چاقو و چاقو كشي ميشه، كو... تركه پاره ميشه!
يه شب يه بدبختي كه خونش يه اتاق بيشتر نداشت راست ميكنه كه يه حالي با زنش بكنه. زنش اول از ترس اين كه بچشون بيدار بشه و ببينه مخالفت ميكنه اما چون اصرار مرد رو ميبينه مجبور ميشه بده. اونم چه دادني! يارو تا صبح پنج بار ميكنه! صبح مامانه ميخواسته از زير زبون بچش بكشه كه ديشب بيدار شده و چيزي ديده يا نه. اول با ملايمت ازش ميپرسه: سامان جون، تو ديشب چيزي شنيدي بيدار شدي؟ بچهه ميگه: نه، مگه خبري بود؟ مادره باور نميكنه، ميگه حتماً داره خالي ميبنده، يك بار ديگه جديتر ازش ميپرسه: مطمئني هيچي نشنيدي؟ باز پسره ميگه: نه، مگه چي شده؟ خلاصه باز مادره باور نميكنه و دوباره ميپرسه و هي از مادر اصرار و از فرزند انكار، تا اينكه مادره شاكي ميشه و يكي ميخوابونه تو گوش پسره. پسره هم با بغض ميگه: خوب مامان، همين كارا رو ميكني كه بابا كو... ت ميگذاره ديگه!
اگه حال کردي يه نظري چيزي اينجا بده :
Wednesday, February 25, 2004
اينم آخرين قسمت آهنگهاي سياوش قميشي (آلبوم بي سرزمين تر از باد) :
بي سرزمين تر از باد
صورت عکست تو آلبوم خيسه دوباره خاطرتو بوسيدم
اين سوال بي جوابو از خودم تا حالا هزار دفعه پرسيدم
با کدوم ترانه باز جون مي گيره نبض اون حنجره فيروزه
مي دونم بدون تو فرداي من رنگ خاکستري ديروزه
من تشنه مثل خورشيد بي سرزمين تر از باد
کولي تر از ترانه بي پرده مثل فرياد
تنها تر از سکوتم روشن تر از ستاره
عاشق تر از هميشه با من بخون دوباره
پلکاي پنجره رو وا مي کنم تو کوچه زمزمه مهتابه
همه پنجره ها خاموشن انگار اين کوچه خلوت خوابه
بي صدا اسمتو فرياد مي زنم هق هقم پنجره رو مي بنده
دوباره دستاي نامرئي شب پلکاي پنجره رو مي بنده
نفس بکش
من و مزرعه يه عمره چشم به راه يه بهاريم
زير شلاق زمستون ضربه ها رو مي شماريم
توي اين شهر غير گريه کار ديگه اي نداريم
هر کي خوابه خوش به حالش ما به بيداري دچاريم
تن اين مزرعه خشک تشنه بذر دوبارست
شب پر از خضور تلخ جاي خالي ستارست
مزرعه دزديدني نيست فردا ميلاد بهاره
ديگه اين مزرعه هرگزترسي از خزون نداره
نفس بکش نفس بکش اينجا نفس غنيمته
توي سکوت مزرعه صداي تو يه نعمته
اگه حال کردي يه نظري چيزي اينجا بده :
Tuesday, February 24, 2004
اينم چندتا ديگه از آهنگهاي آلبوم بي سرزمين تر از باد:
پرسه
بارون رو دوست دارم هنوز چون تورو يادم مياره
حس مي کنم پيش مني وقتي که بارون مي باره
بارون رو دوست دارم هنوز بدون چتر و سر پناه
وقتي که حرفهاي دلم جا مي گيرن توي يه آه
شونه به شونه مي رفتيم من و تو تو جشن بارون
حالا تو نيستي و خيسه چشماي من و خيابون
بارون رو دوست داشتي يه روز تو خلوت پياده رو
حرف يه پاييزي ما مرداد داغ دست تو
بارون رو دوست داشتي يه روز عزيز هم پرسه من
بيا دوباره پا به پام تو کوچه ها قدم بزن
عسل بانو
عسل بانو هنوزم پيش مايي اگرچه دست تو تو دست من نيست
هنوزم با توام تا آخرين شعر نگو وقتي واسه عاشق شدن نيست
حالا هر جا که هستي باورم کن بدون با ياد تو تنها ترينم
هنوزم زير رگبار ترانه کنار خاطرات تو مي شينم
عسل بانو عسل گيسو عسل چشم منو ياد خودم بنداز دوباره
بزار از ابر سنگين نگاهم بازم بارون دلتنگي بباره
تو رفتي بي من اما من دوباره دارم از تو براي تو مي خونم
سکوت لحظه هاي تلخو بشکن نذار اينجا تک و تنها بمونم
درياي مغرب
اشکاي يخيمو پاک کن
درهاي قلبتو وا کن
صداي قلبمو بشنو
من چه کردم با دل تو
کاشکي تو لحظه آخر عشقو تو نگام مي خوندي
قلب تو صدامو مي شنيد رفتي با غريبه موندي
اگه يه روز بگم از اين حکايت که به تو کردم عادت دلم پيش دلت مونده تو زندون رفاقت
اگه يه شب برسم به حقايق ميشم خداي عاشق ميگم رازمو به ستاره درياي مغرب
اگه حال کردي يه نظري چيزي اينجا بده :
Monday, February 23, 2004
متن آهنگهاي آخرين آلبوم سياوش قميشي (بي سرزمين تر از باد) رو به تدريج اينجا مينويسم، اميدوارم که خوشتون بياد
اگه تو بري
مگه مي شه يه پرنده بمونه بي آب و دونه
مگه مي شه که قناري توي بغض آواز بخونه
اگه تو بري ز پيشم من همون قناري مي شم
که تو بغض وگريه هاش هم مي گه مي خوام با تو باشم
مگه مي شه که ستاره توي آسمون نباشه
يا گلي به خاطراتم عطر ياد تو نپاشه
اگه تو بري ز پيشم من همون ستاره مي شم
که تو هفتا آسمونم نمي خوام بي تو بمونم
مگه مي شه ماهيا رو بگيريم از آب چشمه
يا گلاي باغ عشقو بزاريم يه عمري تشنه
اگه تو بري ز پيشم من همون ماهيه مي شم
که بدون آب و دريا مي ميرم بي کس و تنها
مگه مي شه گلدونا رو بزاريم تو حسرت آب
يا شب قشنگ عاشق بمونه بي نور مهتاب
اگه تو بري ز پيشم من همون گلدونه مي شم
که واسه يه قطره آب مي کشم حسرت توي خواب
لعنت
من براي تو مي خونم هنوز از اين ور ديوار
هر جاي گريه که هستم خاطره هاتو نگه دار
تو نمي دوني عزيزم حال روزگار ما رو
توي ذهن آينه بشمار تک تک حادثه ها رو
خورشيدو از ما گرفتن شکر شب ستاره پيداست
از نگاه ما جرقه صد تا فانوس يه روياست
من براي تو مي خونم بهترين ترانه ها رو
دل ديوارو بلرزون تازه کن خلوت ما رو
هم غصه بخون با من تو اين قفس بي مرز
لعنت به چراغ سرخ لعنت به چراغ سبز
اگه حال کردي يه نظري چيزي اينجا بده :
Monday, February 16, 2004
يارو داشته ميرفته مسافرت، همچين كه از در خونه ميره بيرون، زنش ميره يه اصفهانيه و يك تهرانيه و يك تركه رو مياره خونه، حال و هول! از قضا يارو ميره ترمينال ميبينه بليطش واسه فرداست، برميگرده خونه ميبينه زنش لخته، ميگه: خانم چرا لختي؟! زنش ميگه: آخه هوا گرمه! يارو شك ميكنه، شروع ميكنه به گشتن، اصفهانيه رو تو كمد پيدا ميكنه، بهش ميگه: مرتيكه مادرقحبه، تو اينجا چه غلطي ميكني؟! اصفهانيه ميگه: بابا چرا داد ميزني؟! دارم كمد رو تعمير ميكنم! يارو ميگه: ميگه پس چرا لختي؟! ميگه: خوب هوا گرم بود لخت شدم! حالا بايد هزار تومن هم بدي. ياروهم ميگه: ببخشيد، من اشتباه گرفتم. هزار تومن يارو رو هم ميده و ميره. بعد تهرونيه رو زير تخت پيدا ميكنه، اونم ميگه: داشتم تخت رو تعمير ميكردم و هزار تومن بابت تعميربايد بدي. تا مياد هزار تومن رو بده، ميبينه تركه از تو بالكن ميزنه به شيشه ميگه: منم كردم...منم كردم!
رشتيه ميره پيش رفيقش ميگه: يه زن گرفتم حال كنيم!
اگه حال کردي يه نظري چيزي اينجا بده :
Thursday, February 12, 2004
اميدوارم از اين ترانه حالي ببرين (ترانه باغچه مينو)
خواننده: زينال سر بالايي (زينو)!!
بعد انتظارها عروسي شد / حلقه حلقه زرد تو دستشون
خان داداش زينو تو باغشون / ميشنون صداي بوق بوق بوق
بوق بوق/ توي شيشههاي دوغ / عروس نگي تو دروغ / تو شهر شلوغ پلوغ
بوق بوق / ماست بريز تو آب بشه دوغ / دوماد نيفتي تو جوب /چه خلوت شده چار سوق
باغچه مينو و مهموناشون / از کجا ميرسن قشون قشون؟
ميدن به هم عروس و دوماد و نشون / اخمه تو ابروهاي جاري
جاري / نداره سر ياري / مگه عاشق زاري / شد عجب گرفتاري / جاري
زينو/ بابا دود اسفند کو؟ / بدو شب شده ديره / بدو دنبال جارو / زينو
دوماد / مثل شاخه شمشاد / دسته دسته پولها رو / ميده يک شبه بر باد / دوماد
عروس / ميکنه خودشو لوس / تو جهيزيش گشته جاي قابلمه فانوس / عروس
حالشو ببرين ...
اگه حال کردي يه نظري چيزي اينجا بده :
Sunday, February 08, 2004
آدم خوره با پسرش رفته بودن آدم شكار كنن، يه زنه رو ميبينن خيلي چاق بوده، پسره ميگه بابا اينو بخوريم؟ باباهه ميگه: نه اين همش چربيه، به درد نميخوره. ميرن تا به يه زنه لاغره ميرسن، پسره گرسنش شده بوده، ميگه: بابا جون اينو بخوريم؟ باباهه ميگه: نه بابا اين خيلي لاغره فايده نداره. دوباره راه ميفتند، بعد از يك مدتي ميرسند به يه زنه خوشگلِ باحال. پسره ديگه داشته از گشنگي ضعف ميرفته، ميگه: بابا جون ديگه اينو بخوريم؟ باباش ميگه: نه پسرم، اينو ميبريم خونه، مامانو ميخوريم!
تركه ادعاي ميغمبري ميكرده،رفيقاش بهش ميگن: بابا همينجوري كه نميشه! بايد بري چهل روز بشيني تو غار، تا از خدا برات وحي بياد. خلاصه تركه ميره، دو روز بعد با دست و پاي شكسته و خوني مالي برميگرده! رفيقاش ميپرسن: چي شده؟! تركه ميگه: ايلده ما رفتيم تو غار، يهو جبرئيل با قطار اومد!
اگه حال کردي يه نظري چيزي اينجا بده :
Thursday, February 05, 2004
يه زنه سوار تاکسي ميشه (سينههاش هم خيلي بزرگ بوده) به راننده تاکسيه ميگه آقا لطفا از يه جايي برو که به خيابون مرتضي بخوره. راننده تاکسيه که از هولش فقط قسمت مرتضي بخوره رو ميفهمه، ميگه چرا مرتضي بخوره، خودم ميخورم!
سياهپوسته باباش ميميره، لباس سياه نداشته تنش کنه تصميم ميگيره همين جوري لخت مادرزاد بره مجلس ختم! (اينم خودش يه جور لباس مشکيه، البته از نوع طبيعي!) وسط مجلس يه زنه بهش ميگه آقا چه لباس خوشکلي داري، چقدرم تيپت باحاله، فقط يه عيب داره، ميتونم بگم؟ ناراحت نميشين؟ سياهه ميگه نه ناراحت نميشم، بگو. زنه ميگه خيلي ببخشينها فکر کنم کرواتتون رو خيلي پايين بستين!.
اگه حال کردي يه نظري چيزي اينجا بده :
Monday, February 02, 2004
يه کم ديگه سياسي (بازم براي تنوع!):
از طرف خودم و تمام بر و بچي که با من موافقن، به نمايندگاني که استعفا دادن ميگم: دمتون گرم. بالاخره يه حرکتي از خودتون نشون دادين. اميدوارم که اين حرکت، مقدمهاي باشه براي حرکات بهتر و موثرتر بر ضد جناح راستيهاي پررو.
اينم متن استعفاي نمايندگان:
بسم الله الرحمن الرحيم
حجت الاسلام والمسلمين جناب آقاي مهدي كروبي
رياست محترم مجلس شوراي اسلامي
سلام عليكم
ناديده گرفتن حقوق ملت و روند غيرقانوني رد صلاحيتها توسط شوراي نگهبان و بدعت آفريني در امر نظارت برانتخابات، امكان برگزاري انتخابات آزاد، عادلانه و قانوني را براي دوره هفتم مجلس شوراي اسلامي ناممكن ساخته است.
اين اقدامات غيرقانوني به گونهاي است كه اينجانب قادر نيستم به سوگندي كه براساس اصل (67) قانون اساسي ياد كردهايم، عمل كنم و براين اساس مواد (92) و (93) قانون آييننامه داخلي مجلس شوراي اسلامي و در اعتراض به هدم اساس جمهوريت نظام و تبديل مجلس شوراي اسلامي به مجلسي فرمايشي و غيرمردمي استعفاي خود را از مسئوليت نمايندگي تقديم ميدارم.
سپاسگزار خواهم بود دستور فرماييد ترتيبات قانوني درباره استعفاي اينجانب هر چه سريعتر به مرحله اجرا گذاشته شود.
با احترام
بسمالله الرحمن الرحيم
ملت شريف و آگاه ايران
مجلس شورا به عنوان بارزترين تجلي حق حاكميت ملت بر سرنوشت خويش و مهمترين دستاورد مبارزات آزاديخواهانه و ضد استبدادي تاريخ معاصر ايران، همواره در معرض خشم و تيغ كين استبداد و استبدادطلبان بوده است.
گاه كه امكان يافتهاند و مستظهر به حمايت آشكار خارجي بودهاند اين آتش خشم و كين از توپخانهها بر مجلس باريده است. و گاه كه امكاني چنين فراهم نبوده است با اعمال زور و قدرت و يا دسيسه در راي ملت در تشكيل مجلسي نمايشي، مطيع و فرمانبردار كوشيده و پيكر استبداد را با جامه زيباي مردمسالاري آراستهاند.
داستان عمر يكصد ساله پارلمان در ايران، اما گوياي واقعيتي ديگر افزون بر اين است و آن اين كه استبداد، در سركوب يا استحاله مجلس همواره دست در دست استعمار داشته است.
با پيروزي انقلاب اسلامي ايران كه نفي توامان استبداد داخلي و استعمار خارجي اهداف و آرمانهاي آن را تعيين ميكرد، دشمنان تاريخي پارلمان به محاق رفتند و مجلس مستقل و برخاسته از راي بيواسطه مردم بزرگترين دستاورد انقلاب در تحقق حق حاكميت ملت و بارزترين نماد جمهوريت و مردمسالاري نظام جمهوري اسلامي ايران به شمار آمد.
در اين ميان مجلس ششم برآمده از جنبش اجتماعي اصلاحطلبي، به اقتضاي تاكيد بيشتر و جديتر بر حقوق و آزاديهاي سياسي ـ اجتماعي مردم، مجلس اصلاحات لقب گرفت. نمايندگان شما طي سه سال و هشت ماه گذشته در مجلس اصلاحات تمامي سعي خود را مصروف تضمين و تعميق اصليترين آرمان انقلاب يعني آزادي و بسط مردمسالاري در ساختار نظام جمهوري اسلامي كردند.
گرچه تلاشهاي ما، چه در عرصه تقنين و چه در عرصه نظارت در بسط و تثبيت حاكميت قانون، آزادي و مردمسالاري و به رسميت شناخته شدن حقوق ملت در اكثر موارد با سد شوراي نگهبان مواجه شد، مفتخريم دورهاي را به پايان ميبريم كه مجلس در كنار توجه ويژه به مشكلات اقتصادي و رفاه جامعه، در دفاع از حقوق ملت و آگاهيبخشي سياسي به جامعه نام خود را در تاريخ پرافتخار ايران عزيز ثبت كرد و در اين راه تمامي تهاجمات، دسيسهها، دروغپردازيها و شايعهسازيها، بحران و تخريبها را عليه خود به جان خريد و تهديد و ارعاب و بازداشت و محاكمه نمايندگان اصلاحطلب را به هيچ انگاشت.
ملت آگاه ايران
اكنون در آستانه برگزاري انتخابات مجلس هفتم، با روندي بيسابقه و شگفت در تاريخ انقلاب مواجه هستيم كه در صورت تداوم فرجام شوم آن، بلا موضوع شدن انتخابات، بياثر شدن راي ملت و تشكيل مجلسي مطيع و ثناگوي قدرت و در نتيجه هدم جمهوريت خواهد بود اين روند چيزي جز رد صلاحيت گسترده، بيسابقه و غيرقانوني داوطلبان نمايندگي مجلس به دلايل سست و سخيف و هدايت سازمان يافته امور به سوي تشكيل مجلسي با تركيب از پيش تعيين شده نيست. اگر چه بستن مطبوعات، بازداشت دانشجويان و فعالان سياسي و مطبوعاتي، مانعتراشي بر سر راه قانونگذاري نمايندگان مردم در جهت تعميق حقوق ضروري و مسلم ايشان از مسايل مهم جامعه است، اما امروز اصليترين مساله ما به تاراج رفتن بزرگترين دستاورد انقلاب و اصليترين نماد ضد استبدادي نظام يعني مجلس مستقل و آزاد است و در نهاييترين سخن، معضل و چالش اصلي ما امروز قلب ماهيت نظام جمهوري اسلامي و از بين رفتن اساس جمهوريت نظام و تعطيل شدن اصول متعدد ناظر بر حق حاكميت ملت بر سرنوشت خويش در قانون اساسي است.
نمايندگان اصلاحطلب شما با پيشبيني چنين روزي و براي جلوگيري از وقوع چنين وضعيتي از دو سال پيش آنچه در توان داشتند به كار بستند. اما دو سال تلاش براي اصلاح قانون انتخابات، مذاكرات و مناقشات و انذارها و تهديدها گوش شنوايي نيافت و همچنان بر طبل خودكامگي نواخته شد.
ما اينك در پايان اين راه نه براي خويشتن كه شرم باد بر كساني كه در اين بزنگاه تاريخي به عرضه خويش پرداخته باشند بلكه تنها و تنها براي رسيدن به راي خالص مردم در تعيين سرنوشت خويش بيهيچ واسطه يا واسطهگاني، دست به تحصني مسالمتآميز و مدني زديم و با روزه لب بر طعام بستيم تا نه آن كه، آنان شايد به راي و نظر مردم احترام بگذارند كه شما دريابيد كه ما بر هر چه چشم فرو بسته باشيم و بر هر تحولي تحليلي نهاده باشيم، بر سر اين بديهيترين حق مردم، يعني حق انتخاب با كسي معامله نميكنيم و راه بر هيچ توجيهي نميگشاييم.
حال كه مستي زدگان قدرت و مدهوشان استبداد را ياراي درك آن انذارها و هشدارها و اين خروشها و اعتراض ها و اهميت و حساسيت شرايط كنوني جامعه و كشور نيست و اقتدارگرايان عزم خود را جزم كردهاند تا با حذف جمهوريت نظام و در نتيجه اسلاميت آن و تشكيل مجلسي فرمايشي و فرمانبردار سراشيب سقوط را تا فرجام شوم آن و سوختن در آتشي كه خود هيزم آنند، طي كنند ما را چارهاي جز عدم حضور و عدم همراهي در اين مسير و گريزي جز استعفا از عنواني نيست كه از اين پس در آن خيري براي ملت و فخري براي خود نمييابيم.
مجلس شوراي اسلامي زماني ميتواند حافظ دستاوردهاي انقلاب، مدافع حقوق و منافع مردم، ضامن استقلال و عزت و اعتلاي كشور و پاسدار دين و معنويت و اخلاق باشد كه نمايندگانش در انتخاباتي آزاد، قانوني، عادلانه و به طور مستقيم توسط ملت برگزيده شده باشد.
ما در برابر عظمت و بزرگواري شما ملت صبور و آگاه سرتعظيم فرو ميآوريم و از تمامي قصورها و تقصيرها در حمل بار امانتي كه به ما سپردهايد پوزش ميطلبيم و يقين داريم شما كه همواره به ملتي كريم و بلندنظر شهره بودهايد عذر تقصير ما را خواهيد پذيرفت و به ما حق خواهيد داد در مجلسي نمانيم كه نميتواند حق شما را استيفا كند و مانع برگزاري انتخاباتي شود كه طي آن قرار است ملت نه به نمايندگان واقعي خويش بلكه به انتخاب ديگران راي دهد. ما يقين داريم راضي نخواهيد بود ننگ و نكبت بر باد رفتن جمهوريت نظام به كام اقتدارگرايان اما به نام اصلاح طلبان ثبت شود.
لذا اكنون كه به دلالت بي حاصلي تمامي تلاشها و انذارها و هشدارهاي گذشته همگان دريافتهاند كه آنان قرار گذاشتهاند «ميزان راي ملت» نباشد ، قرار گذاشتهاند «مجلس ديگر عصاره فضايل ملت» نباشد، قرارگذاشتهاند مردم نمايندگان واقعي خود را بي واسطه انتخاب نكند و قرار گذاشتهاند جمهوريت نظام را نابود و اسلاميت آنرا مسخ و به اسلامي طالباني و بيگانه با مردم تبديل كنند، يقين داريم و داريد كه اين قرارها نه تنها براي ملت فردايي بهتر را رقم نخواهد زد بلكه آنرا به سوي آينده اي تيره و مبهم رهنمون خواهد كرد، استعفاي رسمي خود را از نمايندگاني مجلس ششم به پيشگاه شما تقديم ميداريم.
همچنين اعلام ميكنيم انتخاباتي كه با نقض آشكار حقوق بديهي ملت و محروم ساختن شهروندان از حق انتخاب كردن و انتخاب شدن برگزار شود، انتخاباتي كه نتيجه آن از پيش تعيين شده است، خيانت به آرمانهاي ملت در انقلاب اسلامي و لذا فاقد مشروعيت، غيرقانوني و نتايج آن براي ملت پذيرفته نخواهد بود و ما نيز در چنين انتخاباتي شركت نخواهيم كرد. همچنين يقين داريم هر فرد يا مرجعي كه دل در گرو عزت و سربلندي اين كشور و ملت و آرمانهاي انقلاب و ميراث امام دارد حاضر به برگزاري چنين انتخاباتي نخواهد شد.
تاريخ بر حقايق چشم فرو نخواهد بست. همچنان معتقديم «ميزان راي ملت است » و ترديد نداريم اين كلام امام (ره) فريب و فسانه نبوده و حقيقتي انكار ناپذير است.
ماهمچنان به نظام « جمهوري اسلامي ايران» نه يك كلمه بيش و نه يك كلمه كم باور داريم و ميدانيم اين خانه ميراث همه ماست. چراغش را روشن نگه خواهيم داشت.
اگه حال کردي يه نظري چيزي اينجا بده :
Sunday, February 01, 2004
يه کم سياسي (براي تنوع):
اين ماجراي خاتمي هم خيلي خنده داره. خود خاتمي گفته که ما در رابطه با انتخابات با شوراي نگهبان به بن بست رسيديم. توي سايت مربوط به دفتر خاتمي يعني president.ir هم اين خبر اومده ولي صدا و سيما تو اخبار پر از سانسورش اعلام ميکنه که دفتر خاتمي خبر مذکور را تکذيب کرده! تازه يه دفعه نميدونم چي شده اين وسط کمرخاتمي درد گرفته و دکترا به خاطراوت کردن ديسک کمرش، چند روز بهش استراحت دادن. به نظر من که کارشون خيلي تابلويه، نظر شما چيه؟
به هر حال من که نفهميدم تو اين مملکت چه خبره، شما اگه فهميدين به منم بگين!.
اگه حال کردي يه نظري چيزي اينجا بده :
|