|
Saturday, January 31, 2004
اين ويروس هم شده مصيبت. يکي روازبين ميبري، اون يکي سر و کلش پيدا ميشه. هر روز شونصد تا ويروس جديد به بازار مياد! اين آخرکاريها هم که ويروس mydoom شديدا خودنمايي کرده و دهن ملت روسرويس کرده. تو دنيا غوغايي کرده، بيا و ببين. هنوزنيومده ازنظر رتبه رفته اون بالاهاي جدول، آخه ازنظرسرعت انتشارشده اولين ويروس و ازنظر طرزسرويس کردن دهن مردم شده نهمين ويروس خطرناک جهان. واقعا که دست نويسندش دردنکنه! گل کاشته با اين ويروسش.
جوک سرا جهت مقابله با ويروسهاي کامپيوتري چند تا پيشنهاد داره که عمل به اونا ميتونه واقعا راهگشا باشه:
اگرميخواين کامپيوترتون ويروسي نشه اصلا ازش استفاده نکنين! بزارين هميشه خاموش باشه!
جهت مقابله با ويروسها ميتونين ازحشره کش استفاده کنين. (البته استفاده ازتله موش هم ميتونه دربعضي مواقع مسمرثمرباشه!)
براي جلوگيري از ويروسي شدن کامپيوترتون، روزي ده بار اون روببرين حموم و خوب بشورينش. فقط يادتون باشه توحموم زيادبهش نگاه نکنين آخه ممکنه نامحرم باشه!.
اگه حال کردي يه نظري چيزي اينجا بده :
Tuesday, January 27, 2004
جاتون خالي. ديشب رفته بودم عروسي اينترنتي! يکي ازبچهها با نامزدش يه روم به اسم عروسي زده بود و کلي مهمون دعوت کرده بود. آقا يه بزن و برقصي بود که نگو. بچهها همش آهنگ ميزاشتن و من هي قر ميدادم. وسط بزن و بکوب يه دفعه عروس گم شد. نميدونم چي شد. فکرکنم کارت اينترنتش تموم شديا شايدم برق خونشون قطع شد. دوماد اولش خيلي ناراحت شد و کلي گريه زاري کرد ولي يه دفعه از اين رو به اون رو شد. هي ميگفت و ميخنديد. فکرکنم ازاينکه عروس خانم غيبش زده بود و ميتونست براي چند لحظه هم شده يه نفس راحت بکشه، خيلي خوشحال شده بود!. وسط مجلس من مثلا اومدم مجلس گرمي کنم، يه جوک تعريف کردم ولي همه به جاي اينکه بخندن، به گريه افتادن. خلاصه با جوک من عروسي به عزا تبديل شد!. آخراي مجلس هم، همه عروسي رو فراموش کرده بودن و از پرسپوليس استقلال ميگفتن! يکي پرچم آبي دستش گرفته بود و شعار ميداد، اون يکي داد ميزد: قرمزته. خلاصه کلي خوش گذشت. البته اگه شام هم ميدادن بيشتر خوش ميگذشت!
ان شاء الله که عروس و داماد يعني ميثم جان و ساناز عزيزخوشبخت بشن.
حاشيه:
جوک سرا(يعني خودم) به عنوان کادوي عروسي يک عدد ماکسيما به ميثم و سانازهديه داد.(البته پولشو بايدخودشون بدن!)
طبق آخرين خبرها، عروس خانم هنوزپيدا نشده، به يابنده به عنوان مژدگاني ازطرف وبلاگ جوک سرا، يه عروس يا يه داماد خوشگل (بستگي به جنسيت يابنده داره) اهدا ميشود.
اگه حال کردي يه نظري چيزي اينجا بده :
Sunday, January 25, 2004
اوا خواهره ميره پيش دكتر ميگه: آقاي دكتر يه ك... مصنوعي تو كو... م گير كرده! دكتره ميگه: اصلا ناراحت نباش! الان برات درش ميارم. اواهه ميگه: اوا آقاي دكتر! نميخوام درش بيارين كه! ميخواستم اگه ميشه باطريشو عوض كنيد!
دختره ميره كرست بخره، ميگه: آقا لطفاٌ يك كرست نمره چهار بدين. يارو براش مياره، دختره ميره اتاق پرو امتحانش ميكنه، برميگرده ميگه: اين يكم بزرگه، اگه ميشه يك نمره سه شو بدين. باز دوباره (بعد از پرُو) برميگرده ميگه: اينم يك كمي بزرگه، اگه ميشه يك سايز كوچيكترشو بدين. خلاصه خيلي نميگذره كه به اين نتيجه ميرسه كه سايز دو هم كمي بزرگه و سايز يك رو امتحان ميكنه. بعد يك مدت مياد، ميگه: ببخشيد، اين هم يخورده بزرگه، كوچيكترشو ندارين؟ فروشندهه ميگه: دخترم اون جوشه، برو بتركونش!
اگه حال کردي يه نظري چيزي اينجا بده :
Thursday, January 22, 2004
يك سري از دانشمندا داشتن روي مغز آدم تحقيق ميكردند، يك رياضي دان را انتخاب ميكنند و بهش ميگن از يك تا پنج بشمر، اون هم سريع شروع ميكنه به شمردن: يك..دو..سه..چهار..پنج... بعد جراحيش ميكنند و نصف مغزش را در ميارن، و دوباره ميگن بشمر، اينبار يكم كندتر ميشمره: يك...دو...سه...چهار...پنج.... دوباره مغزش رو جراحي ميكنند و يك چهارم ديگش را در ميارن و ميگن بشمر، يارو آروم آروم ميشمره: يك...... دو...... سه...... چهار...... پنج..... دانشمندا شاكي ميشن، اين سري جراحي ميكنند، كل مغز يارو رو درميارن! وقتي بهوش مياد، بهش ميگن بشمر، يارو ميگه: بير...ايكي...اوچ...دورد...بش....التي....يدي!
ماشين تركه رو تو روز روشن، جلو چشماش ميدزدن، رفيقاش ميدون دنبال ماشينه و داد ميزنن: آاااي دزد! بگـــيـــرينش! يهو تركه داد ميزنه: هيچ خودشو ناراحت نكنيد.. هيچ غلطي نميتونه بكنه! رفيقاش واميستن، ميپرسن: چرا؟ تركه ميگه: ايلده من شمارشو برداشتم!
اگه حال کردي يه نظري چيزي اينجا بده :
Sunday, January 18, 2004
زن رشتيه سر منبرِ ملاي محل ميشنوه كه هركي شب سيزدهم ماه با همسرش نزديكي كنه، فرشتهها براشون يك خونه تو بهشت ميسازن. خلاصه خوشحال و خندان مياد خونه و (از قضا همون شب هم شب سيزدهم بوده) به رشتيه ميگه: آقا جان، حاج آقا امروز ميگفت فلان و بيسار و يالله پاشو تا دير نشده يك خونه آبرومند تو بهشت بسازيم. خلاصه رشتيه هم كه از يك عمر اجاره نشيني شاكي بوده، بلند ميشه و يك ربعي واسه خونه جديدش عرق ميريزه!! كارشون كه تموم ميشه، بعد چند دقيقه زن رشتيه برميگرده بهش ميگه: آقا جان، اين مادر مرحومت بنده خدا الان تو بهشت تنهاست، بيا يك خونه هم واسه اون بسازيم كه خوشحال شه. رشتيه هم باوجود اوضاع وخيمِ كمري، ديگه آخر مرام رو واسه مادرش ميگذاره و باهر بدبختي بوده يك ربع ديگه تلنبه ميزنه. وقتي كارشون تموم ميشه، بعد يك مدت دوباره زنش ميگه: آقاجان، اين برادر كوچكه منم بيچاره تنهاست، كسي رو نداره با هم خونه بسازن... بيا يك خونه هم واسه اون بسازيم! رشتيه كه ديگه ناي جم خوردن نداشته ،شاكي ميشه، ميگه: اووو! خانوم جان من نفهميدم، اين بالاخره كـ... ه يا مهندس عمران؟!
يه ماره ميره تو شرت عربه، ميگه: رخصت پهلوون!
اگه حال کردي يه نظري چيزي اينجا بده :
Thursday, January 15, 2004
بد نيست توي گير و دار زلزله بم، چند تا جوک هم درباره اين زلزله بگم (البته اگه بشه اسمشو گذاشت جوک!)
مي گن بعد از زلزله بم، فروش گوشيهاي موبايل ويبراتور دار به طرزمحسوسي بالا رفته. آخه مردم گوشيها رو ميخرن، ويبراتورش روهم روشن ميکنن، ميزارن توي جيبشون تا هر وقت يکي بهشون زنگ زد با لرزشي که دربدنشون ايجاد ميشه به ياد مردم مصيبت زده بم بيفتن!
مي گن بعد اززلزله بم، يه بنده خدايي رو توي بم ميبينن که يک چوب برداشته و توي يک سوراخ فرو ميکنه. بهش ميگن چه کارميکني؟ ميگه ميخوام به عمق فاجعه پي ببرم!
يه بنده خدايي هم ميخواسته به زلزله زدگان بم کمک کنه هيچي نداشته، زنش روهديه ميکنه!
اگه حال کردي يه نظري چيزي اينجا بده :
Wednesday, January 14, 2004
نتايج نهايي رقابت بين وبلاگ هاي برگزيده مرحله نخست :
IT:
علمي-آموزشي:
رسانه:
ديني:
ادب و هنر:
فرهنگ و انديشه:
روزنگاري:
گروهي:
زنان:
زيباترين قالب:
سرويس دهنده وبلاگ:
وبلاگ فارسي غيرايراني:
نشريات الکترونيک:
ابزارهاي وبلاگ:
به نويسندگان اين وبلاگها تبريک مي گم. ان شاء الله که هميشه موفق باشن
اگه حال کردي يه نظري چيزي اينجا بده :
Monday, January 12, 2004
به علت آغازامتحانات پايان ترم، ازامروز به مدت دوهفته در وبلاگ جوک سرا عزاي عمومي اعلام مي گردد. از کليه کسانيکه مايل به همدردي با جوک سرا ميباشند خواهشمند است براي پاس شدن درسهاي نامبرده دعا کنند.
( جدي نگيرين، با اينکه امتحانام شروع شده و سرم خيلي شلوغه ولي دو سه روز ديگه با دو تا جوک بر ميگردم. پس باي تا بعد. )
اگه حال کردي يه نظري چيزي اينجا بده :
Friday, January 09, 2004
يه کم جدي ( براي تنوع ) :
ميخواهم بنويسم اما دستانم ياراي نگارش نميدهند.
ميخواهم بگريم اماچشمانم توانايي اشک راندارند.
ميخواهم فرياد بزنم اما گلويم طاقت نميآورد.
اعضاي بدنم همگي با شور و خروشي به بزرگي سيل مرا درخود فرو ميبرند و اين تنهاي سرگردان مانده درحسرت را ازهرگونه تکاپو باز ميدارند.
نميدانم چرا دراين زمانه پرتلاطم اينگونه سرگردان ماندهام و نميخواهم بدانم که آه و حسرت من ازآن چيست ولي چيزي است که ساليان سال است مرا به دنبال خود ميکشد ومن نيزکنجکاوانه به سوي آن ميروم وخواهان آگاهي از آنم و آن چيزي نيست جزهويت گمشده ام.
اگه حال کردي يه نظري چيزي اينجا بده :
Wednesday, January 07, 2004
وسط اردبيل يه چاهي بوده، هي ملت ميافتادن توش،زخم و زيلي ميشدن. ميان تو شهرداري يك جلسه برگذار ميكنن كه واسه اين مشكل يك راه حلي پيدا كنن. يكي از مهندسا پا ميشه ميگه: يافتم! ما يك آمبولانس ميگذاريم بغل اين چاه، هركي افتاد توش رو سريع ببره بيمارستان. ملت همه هورا ميكشن..آفرين! ايول! دمت گرم! يك مهندس ديگه پا ميشه ميگه: الحق كه همتون نفهميد! آخه اينم شد راه حل؟! ملت ميگن، خوب تو ميگي چيكار كنيم؟ يارو ميگه: بابا تا اون آمبولانس طرف رو برسونه بيمارستان، كه بدبخت جون داده. ما بايد يك بيمارستان كنار اين چاه بسازيم، كه همه بهش سريع دسترسي داشته باشن! ملت ديگه خيلي حال ميكنن، كف ميزنن سوت ميكشن، كه ايول بابا تو چه مخي داري! يهو يه مهندس ديگه پا ميشه ميگه: الحق هرچي بهمون ميگن خر، حقمونه! آخه اين شد راه حل؟! اين همه خرج كنيم يك بيمارستان بسازيم كنار چاه كه چي بشه؟ مردم تعجب ميكنن،ميگن: خوب تو ميگي چيكار كنيم؟ يارو ميگه: بابا اين كه واضحه، ما اين چاهو پر ميكنيم، ميريم نزديك يك بيمارستان يك چاه ميزنيم!
اگه حال کردي يه نظري چيزي اينجا بده :
Saturday, January 03, 2004
تركه چراغ جادو پيدا ميكنه، غوله از توش در مياد ميگه: يه آرزو بكن. تركه ميگه: ميخوام از ك... م به جاي شاش شامپاين بياد! غوله هم ميگه: باشه. خلاصه تركه شب ميره خونه ماجرا رو واسه خانوم تعريف ميكنه، بعد ميگه: برو يه ليوان بيار يه حالي بكنيم! زنه ميگه: چرا فقط يه ليوان؟! تركه ميگه: خوب تو از شيشه بخور!
زنه ميره پارچه فروشي خريد ميكنه، بعد به فروشنده ميگه: چقدر ميشه؟! يارو ميگه:خانم شما نميخواد پول بدين، بجاش يه دور از جلو به من بدين! زنه ميگه: حاجآقا اينجوري كه خيلي گرون ميشه! اگه ميخواين من يه دور از عقب بهتون ميدم! يارو ميگه: نه خانم اين كه خيلي كمه! به جون بچههام ايني كه شما ميگيد قيمت خريدشه!
اگه حال کردي يه نظري چيزي اينجا بده :
Thursday, January 01, 2004
سال نو ميلادي بر همه فارسي زبانان در سرتاسر جهان مبارک باد.
اميد که در اين سال هيچکدام غم نبينيد و جز شانس و شادي هيچکس درب خانه شما را نزند.
اگه حال کردي يه نظري چيزي اينجا بده :
|